تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 219

مساهمون:

صمقدمه ٢١٩
در جاى خود بيان كرده‌ايم كه وجود در مقام تنزل از مرتبهء اطلاق محض آن‌قدر قيود وتنزلات قبول مىنمايد كه ميرسد به مرتبه‌يى كه قوه وجود است وجوهري است كه فصل آن قوه است واين قوه صرف از جهت قبول تناهى ندارد كما اينكه حاشية ديگر وجود كه حق اوّل وغنى صرف است از لحاظ تماميت ، تناهى ندارد نه أفاضت كه منشأ آن عين ذات حق است پايان دارد ونه قوهء قبول صور واين استعداد قبول صور وفعليت مصحح دوام تجليات در عالم خلق است واين مادة قابل صور زمينه است از براي تحقق وظهور قوس صعود كه به واسطهء تجليات أسماء اللّه « 1 » رجوع بحق از ناحيهء صعود وجود تحقق پذيرد . به نظر دقيق وفكر عميق همان‌طورى كه وجودي واحد در مراتب نزولى سارى در مراحل مد سير وجود است ، در مراتب صعود نيز وجودي واحد سارى است وباعتباري وجود سارى در مراتب نزول ووجود متجلي در مراتب صعود وجودي واحد است كه :
يك نقطه دان حكايت ما كان وما يكون * اين نقطه گه صعود نمايد گهى نزول
ولى بايد توجه نمود كه هر مرتبه از وجود داراى حكم خاص مخصوص به آن مرتبه است در عين حالي كه احكام عامه وجود در همه سارى است * اما مسألهء موضوع ثابت در حركت جوهريه از اينجا معلوم ميشود كه وجود در خارج داراى احكامى است كه چه‌بسا اين احكام را ماهيت قبول ننمايد « واز آنجا كه صعود « 2 » وجود بحركت جوهريهء ذاتية ودر مراتب وجوديهء وجود بود به نهجى
هامش
( 1 ) - ولى بايد دانست كه هر اسمى از أسماء إلهية سلطنت وحكمي خاص خود دارد ، برخى از أسماء منشأ ظهور قوس نزول وبعضي مبدأ تحقق قوس صعودند مثل أسماء حاكم بر آخرت « ولله ميراث السماوات والأرض » عجب آنكه جميع أسماء حاكم بر آخرت وأسماء مصحح ومبدأ تحقق قوس صعودى ، دلالت بر وقوع حركت در جوهر عالم دارند كما سنذكره مفصلا . ( 2 ) - رجوع شود به حواشي آقا على حكيم بر أسفار وكتاب - بدائع الحكم - چاپ گ طهران ص 153 .
أصول المعارف — صفحة مقدمه 219 | الفيض الكاشاني