وجود هيولى در وجه دوم از جواب اوّل لازم آيد « 1 » كه صورت مطلقه را اقتضايى خاص در مرتبه ومقام خود نسبت بهيولى ثابت بود وفاعل قريب أو باشد وعلت مفارقه فاعل موجب بعيد بود نه آنكه موجب ، مفارق باشد ، وصورت متمّم واز شرائط ايجاب أو بود واگر متمم علت متوسطه باشد ، علت مفارقه نيز متمم ايجاب سائر علل بود كه بوجود در نظام علل از أو أقوى باشند ، پس در اين جواب شبهه بحال خود باقي « 2 » مىماند . . . » مقصود آنكه بنا بر جميع اين فروض وبنا بر سه وجهي كه آخوند - قدّس سرّه - در حواشي شفا وجواهر واعراض در مقام جواب از مناقشت تحرير فرموده است بحسب
هامش
( 1 ) - در حواشي شفا ملا صدرا فرموده است : والأولى ان يقرر الجواب : بان العقل لا يمنع ان يكون . . . حاصل كلام آنكه مجموع حاصل از واحد بعدد يعنى واحد عددي وواحد بالعموم ، علت واحد عددي است يعنى معلول كه مادة وهيولى باشد ووحدت آن عددي است مستند است به واحد عددي كه عقل مجرد باشد وواحد عام ؛ صور صادر از عقل مجرد باين معنا كه علت بحسب حقيقت عقل مجرد قدس است كه واحد شخص ومحيط بعالم مادة وزمان ميباشد وچون هيولا بدون اتكاء بصورت وطبيعت جسماني نمىتواند موجود باشد وقوه بدون انضمام به فعليت قابل تحقق نيست عقل مجرد به واسطهء انضمام صورت به مادة فاعل ايجابي ومبدأ تحقق آن ميباشد . به عبارت ديگر مادة موجود بوحدت شخص مستند است به فاعل موجب تحقق ومبدأ ايجابي كه عقل مجرد باشد وعقل مجرد واحد مبدأ تحقق وحدت است ولى از آنجايى كه مادة متصف بوحدت عددي بدون صورت قابل تحصل وتحقق نيست فاعل ايجابي وعقل مجرد اين واحد عددي را از ناحيهء انضمام آن به صور نوعيه وطبائع متوارد بر مادة حفظ نمايد لذا بحسب واقع واحد عددي مستند است بواحد عددي كه اين وحدت بواسطة انضمام صور متواردة متواليه نگهمىدارد پس حافظ واحد وفاعل واحد عددي واحد عددي است نه واحد بالعموم واين واحد عددي مبدأ ايجاب با انضمام صورت - ما - كه واحد بالعموم باشد علت واحد عددي است نه آنكه مجموع مركب از عقل مجرد وصورت مطلقه مبدأ ايجابي هيولا باشند .
( 2 ) - رجوع شود به كتاب بدائع آقا على حكيم ، ص 219 ، 130 و 131 .