بايد توجه داشت كه اين جواب از ملا صدرا مبتنى است بر مسلك شخص أو كه بين مادة وصورت مبدأ تعيّن نوعي آن ، تركيب اتحادي موجود است ونفس هيولاى موجود با صورت خاص وجودي غير وجود صورت ندارد ، ووجودي واحد متعلق است بصورت از باب آنكه صورت مبدأ اثر در أنواع است وهيولى موجود است بالقوة وهر بالقوة امكان ندارد قطع نظر از وجود صورت خود فعليت ووجودي داشته باشد وگرنه خود فعليتى بود حال در مادهء خاص . در اين مقدمه خوب دقت كن تا عدم ورود مناقشات حكيم محقق آقا على مدرس بر تو واضح شود .
چون وحدت هيولا وتشخص آن مثل أصل وجود آن بالقوة است يعنى قوة الوجود وقوة الوحدة وقوة التشخص است ، بنا به التجاى بجانب صور واحد ومتشخص وموجود است لذا ورود صور بر هيولا على نحو التجدد الاتصالي است نه بنحو كون وفساد ، چه آنكه از آنجايى كه هيولى بدون صورت تحقق ندارد نمىشود بدون صورت اگرچه - آن ما - باشد متحقق باشد لذا ما در مباحث بعد خواهيم گفت بنا بر نفى حركت وبنا بر وقوع صور لا على نحو التدرج ، لازم آيد كه بعد از زوال صورت جسم مثلا كليّة معدوم وهنگام ورود صورت ديگر از كتم عدم موجود شود واين خلاف عقل واجماع سلّاك بيداء معرفت وبر خلاف گفته اسلّاء منطق وأهل تحصيل از حكما وبل كه بر خلاف حس ووجدان است ، چه آنكه هر حادثى مسبوق است به مادة ، واستعداد وهر موجود مادي بحسب تحصّل توقف دارد بر امكان وهر موجود غير مسبوق به مادة مجرد خواهد بود .
حكيم محقق وعارف متأله آخوند ملا إسماعيل در كوشكى أصفهاني - قدس اللّه روحه - در حواشي خود « 1 » بر اين قسمت از كلام آخوند بر حواشي شفا مرقوم فرمودهاند : « أقول : الصورة الجسمية لكونها نوعية - كما مرّ - يكون وحدتها
هامش
( 1 ) - حواشي ملا إسماعيل بر حواشي آخوند ملا صدرا بر كتاب شفاى شيخ رئيس نسخهء خطى .