تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 120

مساهمون:

صمقدمه ١٢٠
باشد درست نيست وكلامي است كه از شخص غير متدرب صادر شده است واينكه بعضي گمان كرده‌اند فعل عبث معلل بغايت خير وخير مظنون نيست ووقوع فعل بدون غايت - خير يا مظنونة خيرا - مطلقا محال نيست ، نيز درست نيست . اما بطلان قول اوّل از اين ظاهر مىشود كه غايت در عبث وجود دارد واين غايت براي مبدأ حركت وفعل عبث ثابت است وعدم وجود مبدأ عقلانى ، دليل نمىشود كه فعل عبث مطلقا غايت نداشته باشد مثلا در لعب بلحيه وديگر مصاديق عبث اين فعل كه فعل عبث محسوب مىشود داراى مبدأ قريب است كه قوهء عضلانى باشد واين قوهء عضلانى مبدأ فعل واقع نمىشود مگر آنكه تمايل ويا باصطلاح شوق خيالي ( در مقابل شوق فكرى كه خير عقلانى وغير مظنون باشد ) در قوهء ادراكي وعالم ذهن وتصور حاصل شود ودر نتيجة آنچه كه وجود ندارد در مقام علت بعيده فعل شوق فكرى وعقلانى است كه منشأ عبث واقع نمىشود وآنچه كه موجود است وبا لعب لحيه وساير أفاعيل مصاديق عبث مىباشد شوق تخيّلى است ، پس حركت ارادى بدون غايت متحقق نشده است . اينكه برخى گويند در افعال مصاديق عبث شوق خيالي وجود ندارد اشتباه كرده‌اند چون فعل اختياري بدون تقدم اراده وشوق وخواهش نفساني وجود پيدا نمىكند وطلب وخواهش نفساني بدون ميل به انجام فعل وشوق وانبعاث اراده جهت ايجاد فعل تحقق ندارد . كليهء أفاعيل جزئي مخصوص قوهء حيواني كه از موارد عبث وجزاف محسوب مىشوند وبا عادت وحصول ملكه تلاعب توأم است مسبوق به شعور وادراك وشوق وطلب نفساني است كه از باب تكرر افعال واعمال اين شوق طلب ارتكازي واز باب كثرت ظهور وانس جهت جزيى وحيواني نفس با شوق تخيلى أحيانا مخفى وغير مشعور به است وهمين أشواق جزيى كثيرا شوق حادث عقلانى وفكرى را تحت شعاع قرار مىدهد