ابن عربى - رض - باشتباه افتادهاند وخيال كردهاند كه شيخ أكبر ، از اين كه گفته است حضرت عيسى - ع - خاتم ولايت مطلقه است ومهدى - صلوات اللّه عليه - خاتم ولايت مقيده است ، عيسى را أفضل از اولياى محمديين از جمله حضرت مهدى - أرواحنا له الفداء - مىداند ، در حالتي كه مراد وى از ختم ولايت مقيده ، ولايت مقيد بحقيقت محمديهء مضاف بولايت تامّهء مهدويه كه ولايت خاصه محمديه باشد ، مىباشد وفرق بين ولايت محمديه وولايت اولياى قبل از أو مثل موسى وعيسى وغير آنها از انبياى أولو العزم - على نبيّنا وآله وعليهم السلام - به اطلاق وتقييد است باين معنى كه حقيقت محمديه مظهر جميع أسماء إلهية است وآنها مظهر برخى از أسماء وأو مظهر تجلى ذاتي است وديگران مظهر تجلى صفاتى وسير أو در تمام أسماء است وبعد از سير ذاتي ورجوع بأسماء سير ننمودهاند ، لذا اعتدال حاصل در مزاج احدى احمدى بحسب باطن ولايت در آنها حاصل نشده است ومراد از صراط مستقيم ، صراط محمدي است .
ومراد أهل معرفت از ولايت وراث محمدي ، يعنى أولياء محمديين كه از آنها بعترت تعبير فرمودهاند ، اوليايى است كه مأخذ معرفت آنان ، همان مأخذ معرفت خاتم الأنبياء است ؛ با اين فرق كه اين مقام ، براي آن حضرت بالأصالة وبراي اولياى أو بالوراثة ، وبالتبع حاصل شده است . لذا در برخى از مقامات به آنها خلفاء اللّه اطلاق شده است ودر اين خود سرّى است كه بعضي از گوشها ، تاب شنيدن آن را ندارد كه :
«
گوش خر بفروش ، ديگر گوش ، خر * اين سخن باور ندارد گوش خر
»
هامش
- قيصرى بر فصوص ابن عربى ( حقير تعليقات آقا محمد رضا وحواشي تلميذ أعظم آن حضرت أستاذ مشايخنا العظام آقا ميرزا هاشم گيلانى بر نصوص صدر الدين قونيوى را مرتب براي طبع ونشر كردهام جزء منتخبات فلسفي در دسترس أهل معرفت قرار مىگيرد . ) در اين مبحث مطالبى عالي تحرير ، ودر اين مساله تحقيقات رشيقهيى كه لب لباب مسألهء ولايت محسوب شود أفادت فرمودهاند وللّه دره ، وعلى الأولياء المحمديين أجره .