آيا در ميان شما جز من كسى هست كه هنگامى كه مرحب آمد و ميگفت من همانم كه مادرم مرا مرحب نام گذارد - قهرمانى هستم سر تا پا غرق در اسلحه و تجربه آموخته - كه گاهى با نيزه و گاهى با شمشير مىجنگم .
پس من بسوى او بيرون شدم ضربتى او به من زد و ضربتى من به او زدم سنگى كنده شده بر سر داشت چون از بس سرش بزرگ بود كلاه خودى بر سر او جاى نمىگرفت شمشير من سنگ را از سر او انداخت و بر سر او رسيد و من او را كشتم در ميان شما كسى هست كه چنين كارى كرده باشد ؟
گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا بجز من در ميان شما كسى هست كه خداوند آيهء تطهير را در شأن او فرو فرستاده باشد ( خداوند خواسته است كه پليدى را فقط از شما خاندان ببرد و شما را كاملا پاكيزه نمايد سورهء احزاب آيه 23 ) .
پس رسول خدا عباى خيبرى كه داشت برگرفت و مرا و فاطمة و حسن و حسين را در زير عبا جا داد سپس عرض كرد پروردگارا اينان خاندان من هستند پليدى را از آنان ببر و آنان را كاملا پاكيزه گردان گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا بجز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا در بارهء او فرموده باشد من سرور فرزندان آدم هستم و تو يا على سرور عرب مىباشى ؟ گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا در ميان شما بجز من كسى هست كه پيغمبر خدا در مسجد بود ناگهان ديد چيزى
الخصال ( فارسي ) — صفحة 670
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٦٧٠