تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
تزويج فرمود پس ابو بكر و عمر آمدند و گفتند ما را بهمسرى فاطمه قبول نكردى او را قبول كردى ؟ رسول خدا فرمود . نه من شما را مانع شدم و نه من على را بهمسرى فاطمه اختيار كردم بلكه خداوند شما را منع كرد و فاطمه را به او تزويج كرد گفتند به خدا كه نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا شنيديد رسول خدا ميفرمود هر پيوند و نژادى در روز قيامت منقطع مىشود مگر پيوست با من و نژاد من كدام پيوست از پيوست من بهتر است و كدام نژاد از نژاد من نيكوتر ؟ همانا پدر من و پدر رسول خدا دو برادر بودند و حسن و حسين كه دو سرور جوانان اهل بهشتند دو فرزند منند و فاطمة دختر رسول خدا كه بانوى زنان بهشتى است همسر من است آيا جز من ديگرى هست ! گفتند نه فرمود شما را به خدا قسم مىدهم آيا در ميان شما كسى هست كه رسول خدا به او فرموده باشد خداوند خلق را آفريد و آنها را دو دسته كرد و مرا در دستهء بهتر قرار داد سپس آنها را چند شعبه كرد و مرا در بهترين شعبه‌ها قرار داد سپس آنها را چند قبيله كرد و مرا در بهترين قبيله‌ها قرار داد سپس آنها را چند خاندان نمود و مرا در بهترين خاندانها قرار داد سپس از خاندان من مرا و على را و جعفر را برگزيد و مرا بهترين آنها قرار داد پس من در ميان دو فرزند ابى طالب خوابيده بودم كه جبرئيل آمد و فرشته اى بهمراه او بود بجبرئيل گفت اى جبرئيل بكدام يك از اينان فرستاده شده اى ؟ گفت به اين سپس دست مرا گرفت و مرا نشانيد گفتند به خدا كه نه فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم آيا جز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا چون درهاى خانه‌هاى همهء مسلمانان را كه به مسجد باز ميشد بست و در خانهء مرا نه بست پس عباس و حمزه به خدمت آن حضرت آمدند و عرض كردند ما را بيرون كردى و او را در مسجد جا دادى ! حضرت به آن دو فرمود نه من از پيش خود شما را بيرون كردم و او را جاى دادم بلكه خداوند شما را بيرون كرد و او را جا داد همانا خداى عز و جل ببرادرم موسى وحى كرد كه مسجد پاكيزه اى برگير و خود و هارون و دو فرزند هارون در آن مسجد جاى گير و خداى عز و جل به من وحى كرد كه مسجد پاكيزه اى
الخصال ( فارسي ) — صفحة 667 | الشيخ الصدوق / سيد احمد فهرى زنجانى