دوّمين راهحلّ را نيز ( راسل ) گفته است « 1 » و در آن نيز تعميم بعنوان آنكه فقط اقتران هميشهگى است اخذ شده است و اين راهحلّ اوّلا :
فرض مىكند كه ما هرگاوى را كه ملاحظه كنيم خواهيم ديد كه درجهء احتمال قبلى نشخوارهگىاش 2 / 1 است زيرا ما پيش از هرگونه معلومات استقرائى خود را با دو احتمال مساوى يكديگر مواجه مىبينيم :
احتمال نشخوارهگى و احتمال عدم نشخوارهگى .
و ثانيا : درجهء احتمال اينكه ( همهء گاوها نشخواركن هستند ) از درجهء احتمال قبلى نشخوارهگى هر يكيك از گاوها استنباط مىشود پس اگر احتمال قبلى نشخوارهگى هر گاو معيّنى بالخصوص 2 / 1 باشد احتمال قبلى نشخوارهگى گاوها بشمارهء ( ن ) مساوى خواهد بود با 2 ن / 1 يا بتعبير ديگر نسبت ( 1 ) بر 2 ن و اين براى هميشه يك درجهء معينى خواهد بود .
و اين راهى كه در تعيين درجهء احتمال قبلى از براى تعميم گفته شد عينا همان راهى است كه ما آن را در تعيين اين درجه به كار برديم و در گذشته ديديم كه اين راه تنها راهى است از براى تعيين درجهء احتمال قبلى تعميم در صورتى كه تعميم را بعنوان آنكه فقط اقتران مطّردى ميان صفت و افراد است منظور كنيم نه بعنوان آنكه علاقهاى است ميان دو مفهوم ،
و درجهايكه بر اين اساس از براى احتمال قبلى تعميم تعيين مىشود بموازات افزايش افراديكه تعميم شاملشان مىشود ضعيفتر مىشود و به همين جهت نخواهد توانست هميشه احتمالى قبلى از براى تعميم بدست ما بدهد كه درجهء معقولى داشته و بدليل استقراء امكان آن را بدهد كه آن درجه را بدرجهء احتمالى پرارزشى برساند اين بود نظر ما در زمينهء نكتهء اوّل .
و امّا نكتهء دوّم ، ديديم كه ( كينز ) در آن دو احتمال را فرض مىكند كه
هامش
( 1 ) مصدر سابق