ده صورت يك علم تفصيلى داريم و آن صورتى است كه فعلا واقع شده است و بقيّهء صورتها محتمل نخواهد بود و بر اين اساس پس از بيرون آوردن سه مهره فعلا علمى ما نداريم بجز علم اجمالى اول كه كيسه ( ن ) يا بكيسه ( أ ) و يا بكيسهء ( ج ) و يا بكيسهء ( د ) شباهت دارد و احتمالات در اينعلم مساوى است و اين ثابت مىكند كه ما فعلا - پس از بيرون آوردن سه مهرهء سفيد - با پانزده صورت محتمل مواجه نيستيم چنانچه ( لاپلاس ) فرض ميكرد بلكه - از ناحيهء طريق استخراج 3 از 5 - با يك صورت قطعى مواجه هستيم و آن همان صورتى است كه فعلا واقع شده است .
و از ناحيهء عدد مهرههاى سفيد در كيسهء ( ن ) با سه صورت احتمالى مواجه هستيم پس هيچ مجوّزى نداريم براى آنكه فرض كنيم كه درجهء احتمال اينكه ( ن ) همهء مهرههايش سفيد است 15 / 10 باشد .
و اين است همان فرق اساسى كه ميان دو مورد فرض است : فرض آنكه فقط يك كيسهء ( ن ) داشته باشم و فرض اينكه يك كيسه از سه كيسهء ( أ ) و ( ج ) و ( د ) را چشم بسته اختيار كنيم .
ما در حالى كه سه كيسه داشته باشيم : ( أ ) و ( ج ) و ( د ) قبلا ميدانيم كه ( أ ) فقط سه مهرهء سفيد دارد و فرض ميكنيم آن مهرهها شمارهگذارى شده است بشمارههاى :
1 و 2 و 3 و ( ج ) فقط چهار مهرهء سفيد دارد و فرض ميكنيم كه آنها شمارهگذارى شده است بشمارههاى : 1 و 2 و 3 و 4 و ( د ) پنج مهره دارد كه همهاش سفيد است بشمارههاى : 1 و 2 و 3 و 4 و 5 حال اگر ما چشم بسته يكى از اين كيسهها را اختيار كنيم و سه مهرهء سفيد از آن بيرون بياوريم بدون آنكه بشمارههاى آن نگاه كنيم درجهء احتمال آنكه كيسهايكه ما برداشتهايم كيسهء ( د ) باشد 15 / 10 است زيرا با پانزده صورت مواجهيم كه همهء آنها ممكن است و فعلا نيز نسبت به سه مهرهء سفيدى كه درآوردهايم محتمل است و آن صورتها عبارتاند از :
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٧٤