تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
و ثانيا : علم اجمالى بر اينكه اگر سه مهره از كيسهء ( ن ) برداريم يك صورت از ده صورتى كه دربرداشتن سه مهره از پنج مهره ممكن است تحقّق خواهد يافت علم اجمالى اوّلى سه عضو دارد و علم اجمالى دوم ده عضو بتعداد صورتهائى كه ممكن است سه را از پنج بيرون بياوريم ( يعنى عدد تركيبى سه در پنج ) و با ضرب كردن عدد اعضاء علم اجمالى اوّل در عدد اعضاء علم اجمالى دوّم سى صورت حاصل مىشود كه ده صورت آن عبارت است از صورتهاى استخراج سه از پنج بفرض آنكه كيسهء ( ن ) شبيه بكيسه ( أ ) باشد و ده صورت آن صورتهاى استخراج سه از پنج است ، بفرض آنكه كيسهء ( ن ) شبيه بكيسهء ( ج ) باشد و ده صورت آن صورت استخراج سه از پنج است بفرض آنكه كيسهء ( ن ) شبيه بكيسهء ( د ) باشد . در ده صورت اوّل فقط در يك صورت است كه هرسه مهره سفيد بيرون ميآيد و ده صورت دوّم مشتمل بر چهار صورت است كه سه مهرهء سفيد بيرون ميآيد و در صورت سوّم همهء ده صورت مهره‌هاى سفيد است . ما وقتى سه مهرهء سفيد فعلا بيرون آورديم نه صورت از ده صورت اوّلى و شش صورت از ده صورت دوّمى ساقط مىشود و از ده صورت سوّم هيچ ساقط نميشود و باينجهت از سى صورتى كه نتيجهء ضرب يكى از دو علم بر ديگرى بود پانزده صورت براى ما ميماند كه ده صورتش ميگويد كه كيسهء ( ن ) بكيسهء ( د ) شبيه است يعنى كيسه‌اى است كه همهء مهره‌هايش سفيد است و نتيجه‌اش آن مىشود كه درجهء اين احتمال 15 / 10 يا 3 / 2 يا 1 + ن / 1 + م است و اين بناى استنباطى تماما متوقف است بر اينكه ما دو علم اجمالى حقيقى داشته باشيم تا پس از ضرب يكى از آن دو در ديگرى و نگهداشتن صورتهاى ممكن كه نتيجهء ضرب است پانزده صورت بدست ما بيايد و خطاى اساسى اين مبنا در همين‌جا است زيرا ما پس از آنكه سه مهره از كيسه ( ن ) درآورديم علم اجمالى دوّمى نداريم يعنى علم بيكى از ده صورت براى استخراج سه از پنج بلكه از آن