اوّلين اشكاليكه ( لاپلاس ) در اينجا با آن روبرو است آنست كه درجههاى احتمالات اين را كه كيسهء ( ن ) مانند ( أ ) باشد و يا مانند ( ج ) باشد و يا مانند ( د ) باشد مساوى فرض نموده است و جهت اشكال ، آنست كه مجوّز اين معنى چه بوده است و بر چه اساسى استدلال كرده است كه كيسه ( ن ) كه داراى پنج مهره است احتمال آنكه فقط سه مهرهء سفيد داشته باشد مساوى است با احتمال آنكه فقط چهار مهرهء سفيد داشته باشد و يا پنج مهرهء سفيد ؟
دوّمين مشگلى كه ( لاپلاس ) در اينجا با آن مواجه است افزايش درجهء احتمال اينكه مهرههاى ( ن ) پس از بيرون آوردن سه مهرهء سفيد همگى سفيد مىباشد زيرا تجويز چنين مطلبى متوقّف است بر كشف يك علم اجمالى كه بتواند درجهء احتمالى را كه نسبت بسفيد بودن همهء مهرهها افزايش مييابد تفسير كند و خواهيم ديد كه ( لاپلاس ) چنين علم اجمالئى را ندارد كه درجهء تعيينشده در معادلهاش را تفسير كند .
سوّمين مشگلى كه دليل استقرائى بمبناى تفسير ( لاپلاس ) با آن مواجه است حالات تعميم است نسبت بمواردى كه مشتمل بر افراد بىشمارى باشد .
فعلا دربارهء مشگل اوّل سخنى نميگويم و موقّتا فرض ميكنيم كه مشگل اوّل را حلّ كرده و ثابت كردهايم كه هرسه احتمال در درجه با هم ديگر مساوى هستند و بمشگل دوّميكه در راه اين تفسير تازهء دليل استقرائى پيش ميآيد مىپردازم خلاصهء اين تفسير - با توجّه بتوضيحاتى كه داديم - آنست كه دو علم اجمالى تشكيل داده و يكى را در ديگرى ضرب نموده و صورتهائى را كه پس از ضرب امكانپذير است حفظ كرده و آن دو علم اجمالى عبارتند از :
اوّلا : علم بر اينكه كيسهء ( ن ) يا شبيه است بكيسهء ( أ ) و يا شبيه است بكيسهء ( ج ) و يا شبيه است بكيسهء ( د ) و بعبارت ديگر : علم بر اينكه از پنج مهرههاى ( ن ) يا فقط سه مهره سفيد است و يا فقط چهار مهره سفيد است و يا هر پنج مهره سفيد است .
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٧٢