تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
ظاهر شده است عبارت است از [ تصوير ] دكتر زكى نجيب محمود در تعيين درجهء احتمال وقوع رويدادى براى بار ديگر بمعادلهء دوّم ( لابلاس ) استناد نموده ولى معادله را براساس قاعدهء رياضى كه ( لابلاس ) معادله را از آن استنباط نموده تفسير نكرده است و معادله را براساس يك اصل موضوعى كه برهانى بر آن اقامه نشده است مرتبط ساخته است دكتر در نوشته‌اش ميگويد : ( اگر فرض كنيم كه رويدادى هرگز واقع نشده است و احتمال وقوعش با احتمال عدم وقوع مساوى است در چنين صورت درجهء احتمال 2 / 1 خواهد بود ولى اگر رويداد براى يك‌بار تحقّق يافت نسبت احتمال وقوعش براى بار دوّم افزايش مىيابد و به صورت زير درميآيد [ تصوير ] زيرا رويدادهاى ممكن كه در قوّت احتمال با هم مساوى هستند در حال حاضر سه فرد شد يك فرد آن‌كه تحقّق يافت و آن جنبهء اثبات داشت و انتظار دو فرد ديگر را نيز داريم يكى اثبات و ديگرى نفى باينمعنى كه در چنين وضع دو عامل وجود دارد كه بصلاحيّت وقوع رويداد اشاره ميكنند و يك عامل بنفع عدم وقوع و بطور كلّى اگر رويدادى ( بطور اجمال ) ( م ) دفعه واقع شد آنچه بدست ميآيد آنست كه ( م ) از رويدادهاى ممكن صلاحيّت وقوع را دارد آنگاه بر اين ( م ) دو ممكن تازه هم اضافه ميكنيم كه يكى از آن دو در صلاحيّت وقوع هست و ديگرى در جانب عدم پس نسبت احتمال رويداد جديد عبارت مىشود از [ تصوير ] « 1 » از اين گفتار بصراحت معلوم مىشود كه دكتر ، وقوع رويداد را در هربار عاملى فرض كرده است از براى صلاحيّت وقوع در بار دوّم و بر همين اساس افزايش درجهء احتمال وقوع رويداد را بار ديگر هرچند كه وقوعش در گذشته تكرار شود تفسير نموده است بر طبق معادله‌ايكه ( لاپلاس ) وضع كرده است و لكن اينمقدار مجوّز معادله نميشود و براى افزايش مستمرّ در درجهء احتمال وقوع
هامش
( 1 ) منطق وضعى 524 - 525 .