و نفى احتمال تصادف مطلق چيست ؟ و براساس كدام علم اجمالى امكان دارد كه احتمال محال بودن تصادف مطلق را بالا ببريم و در نتيجه احتمال سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) بالا برود با توجّه باينكه ميدانيم علم اجمالى بعدى كه ما آن را اساس بالا رفتن احتمال سببيّت در تطبيق سابق قرار داده بوديم از ايفاء نقش خود در اينجا عاجز است زيرا از آن علم كارى ساخته نبود جز اينكه ثابت كند - البتّه بدرجهء احتمالى بزرگى - كه ( ت ) در همهء آزمايشهاى مثبت تكرار نشده است و اينعمل در اين تطبيق سودى ندارد زيرا ما اينجا در محال بودن تصادف مطلق شك داريم و فرض نبودن ( ت ) نميتواند احتمال وجود ( ب ) را از باب تصادف مطلق نفى كند .
حقيقت اين است كه راهى كه ما در تفسير دليل استقرائى انتخاب كردهايم بما اين اجازه را ميدهد كه ما نظريهء احتمال را بر خود احتمال محال بودن تصادف مطلق تطبيق نموده و از خلال آزمايشهاى مثبتى كه انجام ميكيرد براساس علم اجمالى آن را نموّ بخشيم تا بدرجهء زيادى از تصديق بمحال بودن تصادف مطلق دست بيابيم و اين تصديق خود يك تصديقى استقرائى گردد و توضيح اينمطلب بشرح زير است .
معناى محال بودن تصادف مطلق - چنانچه گذشت - عبارت است از سببيّت عدمى يعنى نبودن سبب ، سبب نبودن مسبّب است پس شكّ در محال بودن تصادف مطلق شكّ در سببيّت عدمى است يعنى شكّ در سببيّت نبودن سبب از براى نبودن مسبّب و آن از قبيل شكّ در سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) مىباشد و ما ميتوانيم كه يك علم اجمالى شرطى تشكيل بدهيم كه نظريّهء احتمال را بر آن تطبيق نموده و احتمال سببيّت نبودن سبب را از براى نبودن مسبّب بالا ببريم به اين ترتيب كه همهء حالات نبود آنچه را كه امكان سببيّت دارد در نظر بگيريم و ملاحظه كنيم كه دائما با نبودن مسبّب مقارن است همچنانكه همهء حالات وجود ( أ ) را ملاحظه ميكرديم و ميديديم كه دائما با وجود ( ب ) مقارن بود و اين مقارنت در صورتى كه نبودن سبب علّت نبودن مسبّب باشد حتما يك امر ضرورى خواهد بود و امّا اگر سببيّت عدمى
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٥٠