تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
و امّا اگر فرض كرديم كه ما علم سابق داريم بر اينكه علاقهء لزوم و رابطهء سببيّت ميان ( أ ) و ( ب ) وجود ندارد معناى اين آن خواهد شد كه معلوماتى استقرائى فرض كرده‌ايم و از تطبيق دليل استقرائى در مرحله‌ايكه سابق بر هر استقراء و اطّلاعى باشد قدم فراتر گذاشته و بمرحلهءاى وارد شده‌ايم كه از مراحل متاخّر در سير فكر استقرائى است و در اينمرحله است كه شمارهء چيزهائى كه رقابت آنان با ( أ ) محتمل است در نتيجهء آگاهيهاى پىدرپى و معلومات استقرائى رو بكاهش ميگذارد .

درجه احتمال رقيب :

ما تا الان فرض ميكرديم كه : درجهء احتمال وجود ( ت ) در هرآزمايش بصورتيكه از بود و نبودش در آزمايش ديگر مستقل باشد 2 / 1 است الان بايد مجوّزات اين فرض را بررسى كنيم . تعيين درجهء احتمال وجود ( ت ) در هر آزمايش به صورت مستقّل از بود و نبودش در آزمايش ديگر دو راه دارد . راه اوّل آنكه : نسبت تكرار شدن ( ت ) را در حالات مختلف گذشته ملاحظه كنيم و از اين نسبت درجه‌اى را كه ميزان احتمال وجود ( ت ) را فعلا در خلال آزمايش تعيين مىكند بدست آوريم ، و اين راه را نميشود در مرحلهء فعلى بحث ، فرض نمود ، زيرا اين يك راهى است استقرائى كه براساس استدلال استقرائى استوار است و ما كه تفسير استقراء را از نظر كلّى بدست گرفته‌ايم ناچاريم كه از هرگونه معلومات و استدلالات استقرائى بكنار باشيم و استدلال بر نسبت وجود ( ت ) فعلا براساس نسبتى كه در حالات سابقه بوده است جزء معلومات استقرائى است . و راه دوّم از براى تعيين درجهء احتمال مطلق از براى ( ت ) آنست كه : درجهء آن را بصورتيكه از هرگونه معلومات قبلى از نسبت وجود آن در طبيعت مستقل باشد تعيين كنيم و اين همان راه صحيحى است كه با مرحلهء فعلى بحث ما سازگار است و بر اين اساس گاهى فرض مىشود كه : درجهء احتمال وجود ( ت ) در هرتجربه‌اى