تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
از درجهء احتمالى خود را به احتمال نفى سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) خواهند داد زيرا هريك از اين صورتها هم با فرض سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) سازگار است و هم با فرض سببيّت آن فردى كه تكرار شدنش فرض شده است و باز صورتهائى است كه از آن جامع دو فرد در همهء آزمايش‌ها موجود باشد . مانند ( ت ) و ( ج ) مثلا اين صورتها دو سوّم از درجهء احتمالى خود را باحتمال نفى سببيّت خواهند داد زيرا آنها هم با فرض سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) سازگارند و هم با فرض سببيّت ( ت ) از براى ( ب ) و هم با فرض سببيّت ( ج ) از براى ( ب ) و باز صورتهائى است كه سه فرد از آن جامع وجود دارد و اين صورتها باحتمال نفى سببيّت سه چهارم درجهء احتمال خود را خواهند داد بدين ترتيب جزء بيشتر و قسمت اعظم درجهء احتمالى جامع در جانب نفى سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) خواهد بود رهائى از اين اشكال ممكن است بشرح زير انجام گيرد : اگر فرض كنيم كه ( ت ) تنها رقيب ( أ ) است در سببيت‌اش از براى ( ب ) و در همه آزمايشهاى مثبت ( ت ) وجود داشته باشد معناى اين آنست كه ما هروقت ( أ ) را ايجاد كرديم ( ت ) و ( ب ) با هم وجود خواهند يافت و ما دامى كه سخن ما در مرحلهء سابق بر هرگونه استقرا و آزمايش است مفروض چنين خواهد بود : كه ما هيچ‌گونه معلوماتى از هيچ‌يك از سبب‌هاى ( ت ) و ( ب ) نداريم و بر اين اساس نسبت به ( ت ) عينا با همان مواجه خواهيم بود كه نسبت به ( ب ) با آن مواجه هستيم و در اينجا احتمال اين هست كه ( أ ) سبب ( ب ) باشد و احتمال اينكه ( ت ) سبب ( ب ) باشد و اين احتمال دوّم سببيّت ( أ ) را از براى ( ب ) بهر شكل كه باشد نفى نميكند زيرا ممكن است ( أ ) سبب ( ت ) باشد و در نتيجه ( أ ) سبب از براى ( ب ) است منتهى نه مستقيما بلكه بواسطهء ( ت ) پس اگر فرض كنيم كه احتمال سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) بطور مستقيم نيمى از درجهء احتمالى تكرار شدن ( ت ) را ميگيرد و احتمال سببيّت ( ت ) از براى ( ب ) بطور مستقيم نيم ديگر آن احتمال را ميگيرد پس احتمال