تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اعضاء دوّم باينمعنى كه مقدار يك عضو در ( ه ) كوچكتر است از يك عضو در ( س ) و مقدار نفى يك عضو در ( ه ) بزرگتر است از نفى يك عضو در ( س ) به جهت آنكه همهء احتمالاتى كه متضمّن آنست كه ( ى ) از ( ط ) بيشتر نيست مستلزم آنست كه ( ه ) بزرگتر است از ( س ) و امّا احتمالاتى كه متضمّن آنست كه ( ى ) از ( ط ) بيشتر است مستلزم آن نيست كه ( س ) از ( ه ) بزرگتر باشد . پس در اينجا مقدارهاى احتمالى وجود دارد كه ثابت مىكند كه ( ه ) از ( س ) بزرگتر و اطرافش بيشتر است ولى مقدارهاى احتمالى مشابهى كه عكس آن را ثابت كند نيست . چهارم : اگر از جمله‌اى كه در مطلب سابق فرض شد فقط ( ه ) و ( ط ) و ( ى ) را داشته باشيم و بدانيم كه اطراف ( ه ) بيشتر است از ( ط ) ، ولى از ( ى ) اطّلاعى نداشته باشيم و ( س ) را هم فرض نكنيم در اين صورت علم خواهيم داشت كه اطراف ( ه ) بيشتر است از ( ى ) زيرا همهء احتمالاتى كه متضمّن آنست كه ( ى ) از ( ط ) بيشتر نيست مستلزم آنست كه ( ه ) از ( ى ) بزرگتر است و اما احتمالاتيكه متضمّن زياد بودن ( ى ) بر ( ط ) است مستلزم عكس نيست و بر اين اساس مقدار يك عضو از ( ه ) كوچكتر خواهد بود از مقدار يك عضو از ( ى ) و مقدار نفى عضو در ( ه ) بزرگتر خواهد بود از نفى عضو در ( ى ) و اين مطالب كه گفته شد قاعده‌اى تشكيل ميدهد كه مقدار احتمال يك عضويرا كه منتسب بعلمى باشد كه ما عدد اطراف آن را نميدانيم تعيين نسبى كند . پنجم : در پرتو آنچه گفته شد ميتوانيم فرض كنيم كه شمارهء اطراف ( علم ا ) و شمارهء اطراف ( علم اً ) با همديگر مساوى هستند باينمعنى كه علميكه همهء احتمالات مجموعهء افتراضات و شروطى را كه لازمهء فرض ذات حكيم خالق سقراط است شامل باشد با علميكه همهء احتمالات مجموعهء افتراضاتى را كه لازمهء فرض وجود سقراط برحسب تصادف است شامل باشد در مقدار احتمالى كه ايندو