تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
اجمالى فقط دو طرف دارد . و اگر براساس علم دوّم مقدار اين احتمال را ملاحظه كنيم خواهيم ديد كه خيلى زياد است زيرا بيشتر مقدارهاى احتمالى در علم دوّم وجود غرضهاى شخصى را در نزد شهود نفى مىكند . و اگر براساس علم سوّم مقدار اين احتمال را ملاحظه كنيم خواهيم ديد كه خيلى ضعيف است زيرا بيشتر مقدارهاى احتمالى در علم سوّم آشنائى نويسنده را بلغت چينى نفى مىكند و معناى اين آنست كه مقدار احتمالى ناشى از علم اوّل در ميان دو كشش متعاكس قرار دارد و پيش از اين دانستيم كه مقدار احتمالى بزرگى كه قضيّهء متواتر مورد شهادت را ثابت مىكند و مستمدّ از علم اجمالى دوّم است بر مقدار احتمالى كه آن را نفى مىكند و از علم اجمالى اوّل مستمّد است حاكم است و عين همين مطلب را الآن دربارهء مقدار احتمالى بزرگى كه نافى قضيّهء مورد شهادت و مستمدّ از علم اجمالى سوّم است ميگوئيم كه آن نيز بر مقدار احتمالى كه اثبات قضيّه مىكند و مستمدّ از علم اجمالى اوّل است حكومت دارد . و در مقام اقامهء برهان بر اين حكومت همان برهانى را ميآوريم كه براى اثبات حكومت مقدار احتمالى مثبت قضيّهء متواتر بر مقدار احتمالى نافى قضيّه ، كه مولود علم اجمالى اوّل بود آورديم باينطريق كه علم اجمالى اوّل متعلّق بكلّى مقيدّى است و آن اينكه نويسنده ، حروفى نوشته است كه آشنا به آنها بوده و مقدار احتمالى بزرگى كه نافى قضيّهء مورد شهادت و مستمدّ از علم سوم است آشنا بودن نويسنده را بلغت چين نفى مىكند و به همين جهت - به همين ميزان - اين را نفى مىكند كه كتابت حروف چينى بر صفحهء كاغذ مصداق آن كلّى كه متعلّق علم اجمالى اوّل است باشد و در نتيجه ، طرف بودن آن را براى اين علم نفى مىكند . اينكه گفته شد در حالتى كه ما علم قبلى داشته باشيم بر اينكه نويسنده ، لغت فارسى را ميداند ولى در اينكه آيا لغت چينى را نيز ميداند يا نه شك داشته باشيم
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 207 | السيد محمد باقر الصدر / سيد احمد فهرى زنجانى