اجمالى 2 ) در تعيين مقدارهاى ( علم اجمالى 1 ) مىباشد بايد ديد آن عامل كدام است ؟
اين عامل همان چيزى است كه منطق ارسطو را وادار نموده است كه معتقد شود بر اينكه اجتماع شمارههاى فراوان از تصادفات همانند ، محال است زيرا منطق ارسطو ديده كه نميتواند امكان تكرار تصادف را به صورت همانند در تعداد زيادى از تجربهها قبول كند مثلا تجويز نميكند كه در هزار بار پرتاب سكّه هزار بار پشت سر هم خط بيايد و اينمطلب باعث شده است كه تصوّر كند در آنجا يك قانون عقلى قبلى وجود داشته كه به حكم آن قانون تكرار تصادف به صورت همانند در تعداد بسيارى از دفعات پىدرپى محال است .
منطق ارسطو هرچند در نپذيرفتن آنكه سكّهاى در هزار بار طرف خطّش بيايد راه صواب را پيموده ولى در تفسير اين مطلب بخطا رفته است زيرا استبعاد اين فرض نه براساس قانون عقلى قبلى است چنانچه در قسم اوّل از بحثهاى اين كتاب برهان بر آن آورديم بلكه بر پايهء آنست كه خطّ آمدن در هربار - و بعبارت وسيعتر حالت تكرار تصادف به صورت واحد - مواجه با عامل مخصوصى است كه به حساب احتمالات مقدار احتمالى آن را تا آخرين درجه ضعيف خواهد نمود عامل مزبور را با بيان زير توضيح ميدهيم .
حالات پىدرپى كه در هريك از آنها يك بار آزمايش انجام ميگيرد - مثلا پرتاب يك سكّه - اگر ما آن حالات را نسبت بهم بسنجيم و بتوانيم همهء اوضاع و خصوصيّات آنها را در نظر بگيريم خواهيم ديد كه آن حالات در تعداد بسيار زيادى از شرايط و خصوصيّات با هم اختلاف دارند درحاليكه چه بسا قدر مشتركشان از آن شرايط يك جزء بسيار ناچيزى باشد ، وضع هوا و نوع پرتاب و وضع دستى كه سكّه را پرتاب مىكند وضع سكّهاى كه در دست است و پرتاب مىشود و خصوصيّات ديگر چيزها كه احيانا در كيفيّت افتادن سكّه دخالت دارند
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٦٣