خروج چنگيز خان اعظم در تركستان
در ايام ناصرشه دادگر * كه او بر سر گردنان بود سر
به چين اندرون فتنهها شد پديد * يكى خان در آن بوم سر بركشيد
كه بد چنگيز « 1 » نامبرده به نام * بگويم كنون تا بدانى تمام
مقامى است اندر ديار تتار * كه . . . . . . . . . . . . . . كردند نام ديار
به طول و به عرضش ز شش ماهه راه * فزونتر بود بوم آن جايگاه
ميان اندرون آبهاى روان * كه از ديدنش تازه گردد روان
به پيرامنش كوههاى بزرگ * در آن كوهها ببر و كفتار و گرگ
در آن بوموبر راهها بسته بود * به هم كوهها نيز پيوسته بود
نبردى در آن بوموبر باد راه * نرفتى ز بيگانه آنجا سپاه
بزرگان بادانش و پرهنر * به شش بخش كردند آن پرگهر
به هربخش خانى سرافراز بود * به مردى فزونتر ز چرخ كبود
زمستان به جايى شدندى دلير * كه بودى هواى خوش و گرمسير
شدندى به فصل تموز آشكار * به جايى كه بودى هوا سازگار
خنك بودى و سبز روى زمين * شد [ ند ] ى چو شيران نر در كمين
گرفتندى آن جايگه غرم و گور * زدندى به تير آن . . . . . . . . . . . . . . .
چو گشتى روان ز آن ولايت سپاه * بماندى يكى خان بدان جايگاه
شنيدم كه بد دوس خان نام او * بدى بر سر خانه آرام او
به فرمان التون كه خان بود [ و ] شاه * ز ماهى به فرمان او تا به ماه
به فرمان او دوس خان بود مير * در آن بوموبر سال و مه جايگير
ورا وصلتى بود با خان او * جهانگير چنگز كه بد پيشرو
ورا عمهاى بود با جاه و آب * زن دوس خان بود آن كامياب
بر آن يك قبيله تموچين به نام * به مردى و گردى برآورد نام
هامش
( 1 ) يسوكاى بهادر به جنگ تاتار برنشست و خاتون او اولونايكه به چنگيز خان آبستن بود . . . خان و مان و گله و رمهء ايشان را غارت كرد و به موضعى كه آن را ديلون بولداق گويند نزول فرمود ، جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 232 .