در تاريخ خود مسمّى بحسن المحاضرة في تاريخ مصر و القاهرة أحوال مصر را از ابتداى اسلام تا هشتصد و چهل و يك نوشته ، و تاريخ قريب به پنجاه هزار بيت است ، و مولدش در هشتصد و چهل و نه بوده چنانچه از اواسط تاريخش معلوم مىشود .
سال هشتصد و چهل و دوم :
از ميلاد حضرت صاحب الأمر عليه السّلام تا هشتصد و چهل و دو پانصد و هشتاد و هفت سال است ، و ولادت شريفه در دويست و پنجاه و پنج بود در نيمه شهر رمضان المبارك ؟ !
سال هشتصد و چهل و سوم : سال هشتصد و چهل و چهارم :
ميرزا جهانشاه بن قرايوسف بن محمّد در هشتصد و چهل و چهار فتح گرجستان كرد و بعد از فوت برادرش أميراسبان در هشتصد و سى و هشت مدّتى عراق را بدست آورد و در هشتصد و پنجاه و شش بر عراق مستولى شد - لب .
سال هشتصد و چهل و پنجم : سال هشتصد و چهل و ششم :
در سال هشتصد و چهل و شش ميرزا سلطان محمّد بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ در زمان حيات ميرزا شاهرخ بحكومت عراق آمد ، و بعد از مدّتى با جدّ بزرگوار مخالفت نمود و بر عراق و فارس مستولى شد ، و ميرزا شاهرخ متوجّه او شده تا كندمان رفت ، و ميرزا سلطان محمّد گريخته بكردستان رفت ، و ميرزا شاهرخ در رى قشلاق كرده و امرا را بطلب او فرستاد ، در اين اثنا ميرزا شاهرخ مرد و ميرزا سلطان محمّد به ري آمد و در عراق و فارس بر تخت نشست و ميل خراسان كرد ، و سه نوبت با ميرزا بابر جنگ كرد ، در أوّل ظفر او را بود ، و در آخر بر دست ميرزا بابر در هشتصد و پنجاه و پنج كشته شد - لب .
سال هشتصد و چهل و هفتم :
در روز جمعه نوزدهم رمضان سنهء هشتصد و چهل و هفت ولادت كاركيا ميرزا علي پادشاه گيلان ، و در نهصد و يازده كشته شد - لب .