تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
سلطان محمّد لشكر بجنگ ميرزا بابر فرستاد و ميرزا بابر غالب آمد ، و بعد از انكشاف حرب ميرزا سلطان محمّد بجنگ‌گاه رسيد و چون لشكر ميرزا سلطان محمّد متفرق شده بودند ميرزا سلطان محمّد متحيّر ماند . در اين اثنا خبر رسيد كه ميرزا علاء الدوله در هرات بپادشاهى نشسته است ميرزا سلطان محمّد ناچار خراسان را گذاشته بعراق آمد ، و ميرزا بابر بر سر پادشاهى رفت ، و بعد از كشته شدن ميرزا سلطان محمّد بر دست بابر در هشتصد و پنجاه و پنج ميرزا بابر مستقل شد و در هشتصد و شصت و يك مرد - لب . و ولادت ميرزا شاه محمود پسر ميرزا بابر مزبور در هشتصد و پنجاه و دو ، و فوتش در هشتصد و شصت و سه - لب . فوت مولانا فتّاحى نيشابورى در سنهء هشتصد و پنجاه و دو بوده - مجموعه .

سال هشتصد و پنجاه و سوم :

فوت بابا سودائى در سال هشتصد و پنجاه و سه ، قبر وى در ابيورد - مجموعه . كشته شدن ميرزا الغ بيك در هشتصد و پنجاه و سه - تاريخ عباس كشت مجموعه .

سال هشتصد و پنجاه و چهارم :

ميرزا عبد اللّطيف بن ميرزا الغ بيك بن ميرزا شاه‌رخ بعد از كشتن پدر خود پادشاه شد ، خدمت اهل اللّه كردى و بادب نشستى ، و حكومت او يك سال نكشيد و صولت عظيم داشت كه لشكر اوزبك هميشه به پنج فرسخى مىآمدند ، در حكومت او به صد فرسخى نتوانستند آمد ، نوكرانش و ميرزا عبد العزيز منتظر قتل او ميبودند تا وقتى از باغ چنار به شهر ميآمد تيرى انداختند و بر مقتل او آمد و كشته شد در هشتصد و پنجاه و چهار ، و او دست بر يال اسب زده كه اوق‌ينكدى يعنى تير رسيد جماعت رسيده في الحال سرش بريدند و از پيش طاق مدرسهء ميرزا الغ بيك آويختند - تاريخ « بابا حسين كشت » . و بعد از قتل ميرزا عبد اللّطيف ميرزا عبد اللّه بن إبراهيم سلطان بن ميرزا شاه‌رخ پادشاه شد و در هشتصد و پنجاه و پنج كشته شد - لب . فوت مولانا سليمى در هشتصد و پنجاه و چهار ، قبر وى در سبزوار - مجموعه .