تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

سال چهارصد و هفتاد و هشتم :

أبو معشر عبد الكريم بن عبد الصمد بن محمّد بن عليّ بن محمّد طبري شافعي شيخ أهل مكّه صاحب كتاب التلخيص در قراءات ثمان در چهارصد و هفتاد و هشت مرد - نشر جزري . اذفونش از پادشاهان فرنگ بود ، و در نواحى اندلس پادشاه مستقلى بود از پادشاهان اسلام باج ميگرفت در چهارصد و هفتاد و هشت طليطله را از قادر باللّه بن ذى النون گرفت ، و در چهارصد و هشتاد و چهار قدرى از احوال اذفونش مذكور است - خل رئيس مظفّر كه حسن صباح بمظاهرت او كارش بالا گرفت در چهارصد و هفتاد و هشت مرد عمرش صد و يكسال و پنجماه - روضة الصفا . المقتدى بأمر اللّه أبو القسم عبد اللّه بن محمّد بن القائم بيست و هفتم خلفاى بني عباس و چهل و ششم به نسبت با نبيّ صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در سنهء چهارصد و هفتاد و هشت فوت شد ، و در روز فوت او پانزده شاه مثل ملك هند و ترك مردند ، مدّت خلافت او نوزده سال و هشت ماه بود ، و غزالي در زمان او بود ، و در ايّام او ملكشاه وفات يافت - روضة اولى الأحباب .

سال چهارصد و هفتاد و نهم :

أبو يعقوب يوسف بن تاشقين آمد بكمك و مدد معتمد بن عبّاد و اذفونش فرنگى را مغلوب كردند ، و اين واقعه در چهارصد و هفتاد و نه واقع شد ، و آنچه از آن جنگ از غنائم بدست آمد يوسف صاحب نشد و گذاشت بمردم اندلس - لب .

سال چهارصد و هشتادم :

أحمد جام در چهارصد و هشتاد مرد ، در چهل سالگى متوجّه جام شد ، و اين قصيده از او است :
اى ز مهر حيدرم هر لحظه اندر دل صفا است * از پى حيدر ، حسن ما را امام رهنما است
- مجالس . داود پسر سليمان پسر قتلمش بن إسرائيل بن سلجوق بعد از زهر خوردن سليمان پدرش حاكم شد در انطاكيه ، و در پانصد مرد - روضة الصفا . ميان شرف الدّين علي والى حلب از قبل سلطان ملكشاه و ميان سليمان جنگ افتاد بعلّت اينكه شرف الدّين