و در چهارصد و هشتاد و چهار غالب شد بر معتمد ، و او را و أهل او را گرفته در كشتى گذاشته فرستاد باغمات ، و در آنجا محبوس بود تا در چهارصد و هشتاد و هشت مرد ، و احوال او در حبس و تذكار بنعمات و رفاهيّت او در وقت پادشاهى از غرايب است ، و ابن خلكان مبسوط ذكر كرده .
سال چهارصد و هشتاد و پنجم :
ولادت محمّد بن تومرت عبيدي در چهارصد و هشتاد و پنج ، و در پانصد و بيست و چهار مرد ، و ظهورش در پانصد و چهارده بود - خل . فوت سلطان ملكشاه سلجوقى در شوال چهارصد و هشتاد و پنج ، مدّت حكومت ملكشاه بيست سال - روضة الصفا ، و او سوّم پادشاه از سلاجقه است ، و بعد از پدر بسعى نظام الملك پادشاه شد ، و حكم او بايران و توران و روم و شام جارى شد ، اصفهان را دار الملك ساخت ، و در چهارصد و چهل و نه به حج رفت ، و نظام الملك را در آخر عزل كرد ، و جاى او بتاج الدّين أبو الغنائم داد و ولادت سلطان چهارصد و چهل و پنج بوده ، و بعد از او بر كيارق پسرش حاكم شد و در چهارصد و نود و نه مرد - لب .
خواجه نظام الملك وزير سلطان ملكشاه را فدائيان حسن كارد زدند و كشتند - روضة الصفا . چون آوازهء خروج و مخالفت حسن بسمع قاصى و دانى رسيد و ايذا و اضرار او نسبت بأهل سنّت و جماعت انتشار يافت سلطان ملكشاه در اوائل سنهء چهارصد و هشتاد و پنج أمير ارسلان تاش را بقلع و قمع حسن مقرّر كرد - روضة الصفا .
و دختر پادشاه ماوراء النهر تركان خواتون با خواجه نظام الملك كدورت بهمرسانيد و در آخر دولت سلطان ملكشاه با خواجه كم التفات شد ، و تاج الملك قمي را روكش خواجه نمود و از اصفهان روانه شده در چهارصد و هشتاد و پنج ببغداد رسيد ، و تاج الملك وزير بود ، و خواجه در نهاوند بسعى فدائيان حسن و اشارهء تاج الملك كشته شد و ملكشاه بعد از هجده روز از قتل خواجه مرد - روضة الصفا .