سال چهارصد و شصت و هشتم :
فوت شريف بياضى در چهارصد و شصت و هشت - خل .
سال چهارصد و شصت و نهم :
در چهارصد و شصت و نه بار ديگر بر كياروق و برادرش سلطان محمّد با هم جنگ كردند سلطان محمّد گريخت ، و مؤيّد الملك اسير شد و مؤيد الملك را كشتند - روضة الصفا .
سال چهارصد و هفتادم :
سلطان محمّد بن ملكشاه در چهارصد و هفتاد بخراسان آمد و خراسان را ضبط نمود و كارها را ترتيبى داد ، و در أيّام او دولت آل بويه منقضى شد ، و شبانكاره در فارس مستولى شد - روضة اولى الأحباب .
سال چهارصد و هفتاد و يكم :
استيلاء تتش سلجوقى بر حلب و شام ، و ابتداء دولت آل سلجوق در آن ديار و موت امام عبد القاهر بن عبد الرّحمن الجرجانى - رومي .
سال چهارصد و هفتاد و دوم :
نصر بن أحمد بن مروان ملقّب بنصير الدولة در چهارصد و پنجاه و سه حاكم شد در روز فوت پدرش أحمد ، و در چهارصد و هفتاد و دو مرد ، و او از اكراد بود معاصر قادر عبّاسى ، و برادر نصر سعيد بن نصير الدوله حاكم شد ، در أربعمائة و شصت و پنج مرد - شرفنامه . انقراض دولت بني مروان در حلب ، و استيلاء سلطان شاه سلجوقي بر كرمان - رومي .
سال چهارصد و هفتاد و سوم :
أبو الحسين سالبة بن إبراهيم شيخ الشيوخ في عصره در شيراز ميبوده در چهارصد و هفتاد و سه مرد - « 1 » نفحات ملّا جامى . ولادت سلطان سنجر در چهارصد و هفتاد و سه « 2 » فوتش در پانصد و پنجاه و يك - لب .
هامش
( 1 ) ر ك صفحهء 290 نفحات اشتباها در اينجا ثبت شده .
( 2 ) در سال 443 گذشت .