ابتداى دولت غزنويان سيصد و هشتاد و هفت كه حكومت سبكتكين بود غلام البتكين و أوّل فتوحات كه بر دست او جارى شد ، بست بود از دست طغان نامى كه والى آنجا بود و فتح قصدار كه در جوار مملكت أمير ناصر الدين بود بدست محمود شد ، و رفتن محمود به رى و از آنجا بغزنين و در آنجا مرد .
نوح بن منصور بعد از پدر پادشاه شد ، امراى خراسان بر او ياغي شدند و او بأمير سبكتكين كه شحنهء غزنه بود نامه كرد كه شرّ ايشان كفايت كند ، در سيصد و هشتاد و چهار أمير نوح امارت بعضى خراسان به سبكتكين و بعضى به پسرش محمود تفويض كرد ، و ابتداى دولت محمود از اينجا است ، و وفات نوح در جمعه سيزدهم رجب سنهء سيصد و هشتاد و هفت است ، نوح بن نصر سامانى در سيصد و هشتاد و هفت مرد - روضة الصفا .
و بعد از او منصور بن نوح سامانى حاكم شد ، و در سيصد و هشتاد و نه مرد ، فخر الدوله عليّ بن ركن الدوله كه در همدان ميبود از آل بويه ، مؤيّد الدوله بمدد عضد الدوله او را اخراج كرده بنيشابور رفت ، و در سنهء ثلاثمائة و سبعين و ثلاث بسر مملكت آمد و چهارده سال ديگر حكومت كرد ، و در سيصد و هشتاد و هفت مرد و بعد از او رستم پسرش حاكم شد ، و در چهارصد و پانزده مرد - لب .
سال سيصد و هشتاد و هشتم :
صمصام الدوله أبو كاليجار مرزبان بن عضد الدوله بعد از برادرش عضد الدوله پادشاه شد نه ماه پادشاهى كرد ، برادرش بهاء الدوله با او مخالفت كرد و او گريخت و هشت سال ديگر زيست ، و در سيصد و هشتاد و هشت بر دست پسران عزّ الدولهء بختيار كشته شد - لب . مقلّد بن المسيّب در سيصد و هشتاد و هشت مرد - خل . محمّد بن أحمد خضرى شافعي در سيصد و هشتاد و هشت مرد - خل .
قابوس و شمگير در سنهء ثمان و ثمانين و ثلاثمائة گرگان و طبرستان و مازندران را گرفت و بر گيلان مستولى شد ، و پانزده سال حكومت كرد ، و در أربعمائة و ثلاث در حبس مرد ، چون سفاك بود و لشكر بر او خروج كردند - لب . و در سيصد و هشتاد كه ابتداى حكومت قابوس است از روضة الصفا نوشتيم ، و در روضة الصفا احوال قابوس را