سال سيصد و نود و دوم :
ظهور دولت بني مروان در ديار بكر ، موت عثمان بن جنّى شيخ عربيّت - رومي .
سال سيصد و نود و سوم :
انتزاع كردن سلطان محمود ملك سجستان را از خلف بن أحمد ، موت أبو إسحاق طبري ، و إسماعيل بن حماد جوهري صاحب صحاح ، و أبو ليث سمرقندى از كبار فقهاء حنفيّه - رومي . فوت جوهري صاحب صحاح در سيصد و نود و سه ، ازهري صاحب كتاب تهذيب اللغة ظاهرا معاصر جوهري و صاحب نهايه باشد ، در ابن خلكان بايد ديد « 1 » .
سال سيصد و نود و چهارم :
مهيار ديلمي شاعر در سيصد و نود و چهار مسلمان شد بر دست سيّد رضي موسوي و قاسم بن سلام گفت : با مهيار ، قد انتقلت باسلامك في النار من زاوية إلى زاوية فقال : و كيف ؟ فقال : كنت مجوسياّ فصرت تسبّ أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، شاعر مشهورى بود ، در چهارصد و بيست و هشت مرد - خل .
سال سيصد و نود و پنجم :
در سيصد و نود و پنج منتصر أبو إبراهيم إسماعيل بن نوح سامانى كشته شد در دست اجلاف عرب در وقتى كه ميان او و ايلك خان و نصر بن ناصر الدّين شورش بود و مردم قابوس بر قابوس مستولى شده او را بقلعه بردند ، و منوچهر پسرش را بجاى او نشانيدند ملقّب بفلك المعالى ، و آخر محبوس و مأخوذ المال شد - خل ، روضة الصفا .
محمّد بن إسحاق بن منده محدّث حافظ اصفهانى صاحب التّصانيف مرد در سنه سيصد و نود و پنج - جامع . در روضة الصفا أحوال قابوس را بعد از استيصال منتصر نقل نموده به قدر لايق ، و بعد از احوال قابوس احوال سلطان محمود را نوشته كه غزنويه باشند .
هامش
( 1 ) ر ك ج 3 ص 459 .