بهاء الدولة بن عضد الدولة بعد از برادر در صفر سيصد و هشتاد پادشاه شد ، و در چهارصد و چهار مرد در فارس - لب . أبو الحسين قرافي در سيصد و هشتاد مرد - نفحات ملّا جامى .
أبو طالب بن مكى بن ريان در سيصد و هشتاد مرد ، و مكّى بن أبي طالب مقرى قيروانى در چهارصد و سى و هفت مرد - خل .
قابوس و شمگير در سيصد و هشتاد بر مسند ملك دارى متمكن گشت ، و ميان قابوس و ديالمه محاربات اتفاق افتاد و عاقبت مجد الدوله با قابوس صلح نمود و ترقى نمود قابوس تا ولايت گيلان با جرجان ضم نمود و متوجّه تدارك مودت سلطان محمود شد و بيگانگى به يگانگى مبدل شد تا مجموع بلاد طبرستان و ديلم تا بساحل دريا در تحت تصرّف قابوس درآمد ، و بعلّت بدخوئى و سفاكى ، امرا با او شوريدند ، و منوچهر پسرش را گفتند با ما يار شو در عزل پدر و او يار شد ، قابوس را بعلّت اراقت دماء در آن قلعه محبوس و منوچهر پسرش را حاكم كردند ، و قادر عباسى منشور ايالت بمنوچهر داد و او نيز مستأصل شد بسبب بىتوجّهى سلطان محمود - روضة الصفا . فوت أبو طالب محمّد ابن علي در سيصد و هشتاد « 1 » بوده و در طريقت بسهل بن عبداللّه تسترى ميرسد - نفحات .
قابوس در چهارصد و سه مرد .
سال سيصد و هشتاد و يكم :
الطائع للّه خليفه بيست و چهارم عبد الكريم بن مطيع هفده سال و دو ماه خلافت كرد ، و در آخر شعبان سنه سيصد و هشتاد و يك بالزام بهاء الدوله خود را خلع كرد و قادر بعد از او خليفه شد ، و در چهارصد و بيست و دو مرد - لب . محمّد بن علي بن بقيه سرخسى در سيصد و هشتاد و يك مرد - خ . أبو بكر بن مهران از جملهء مصنّفان در قراءت در سيصد و هشتاد و يك مرد - شرح شاطبى . أبو الفتح محمّد بن عناز در سيصد و هشتاد و يك حاكم شد ، و در چهارصد و يك مرد ، بيست سال مدّت حكومت او بود ، و از اكراد است - شرفنامه .
هامش
( 1 ) بلكه 386 ر ك ص 121 نفحات ، ج 3 ص 430 خلكان .