تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
فرستادند . حكومت هم آنها را حبس فرمودند . از قرار اخبار بر چاپيدن و غارت نمودن تنخواه محلهء دشتاب ، نواب مهدى قلى ميرزا چند نفر تاجر ديگر جهرمى را كه دخلى به اين فتنه‌ها و نزاع نداشته‌اند گرفته و از هريك ترجمان گرفته‌اند . و از قرار مسموع چند نفر ديگر از اشرار جهرمى را نواب معزى اليه گرفته مىخواهند روانه نزد حكومت بفرستند . ديگر آنكه دويست نفر از غلامان ابواب جمعى حسينقلى خان سرتيپ سوارهء شاهسون با سركرده‌اى مأمور به گرفتن پسران قباد خان شده و رفته‌اند ، بعد از آن يك پسر كوچك قباد خان خود گريخته آمده به شيراز پناه به مشير الملك آورده و در مسجد ايشان بست گرفته است . مشير الملك هم كمال محبت را در حق او مبذول داشته و خيال مشير الملك اين است كه خلعتى به او بدهد و او را روانهء احشام خود بنمايد . ديگر آنكه در اين ايام ماه محرم خلق شيراز و اشراف و ساير همگى مشغول به شبيه تعزيه و روضه خواندن بوده و مىباشند ، چنانچه جناب جلالت مآب اجل فرمانفرما يك روز در تكيه‌اى كه مشير الملك شبيه تعزيه بيرون مىآوردند تشريف‌فرما شدند و مشير الملك يك طاقه شال ترمه و مبلغ يكصد تومان پول نقد پيشكش ايشان نموده بودند ، و همچنين يكروز هم عزت الدوله حرم جناب جلالت مآب اجل فرمانفرما به تكيهء مشير الملك تشريف‌فرما شدند ، باز يك طاقه شال ترمه و يكصد تومان پول با يك غلام سياه خواجه مشير الملك پيشكش نموده بودند . يك روز هم جناب جلالت مآب اجل فرمانفرما به حسينيهء قوام الملك تشريف‌فرما شدند و نصير الملك يك طاقه شال پيشكش ايشان نموده بودند . ديگر آنكه شبانه چند نفر دزد مىروند در خانهء شخص سيدى و مبالغى اسباب و تنخواه او را مىبرند . بعد از آن شب به فاصلهء چند روز ، شبى ديگر مىروند در همان خانهء سيد ، آن شخص سيد بيدار مىشود و تعاقب دزدان مىنمايد . دزدان پيشتابى بر او خالى مىنمايند ، آن شخص سيد جان را مىسپارد . ديگر آنكه از قرار اخبار پنجعلى ابو الويردى يك دهى از دهات سروستان را چاپيده و دواب آنها را بغارت برده است . ديگر آنكه جناب اجل فرمانفرما و مشير الملك را جناب اشرف سپهسالار اعظم روز سيزدهم محرم به تلگرافخانه احضار نمودند و از قرار مسموع از بابت تأخير قسط ماليات ديوان تأكيد فرموده بودند . ديگر آنكه از قرار مسموع حاكم آباده و اقليد شكايت از ريش‌سفيدان بلوك آباده نموده بوده است به حكومت ، لهذا حسين خان سركردهء قره‌سواران را با احكام مأمور فرموده‌اند كه برود آنها را به شيراز بياورد . ديگر آنكه از قرار اخبار داراب خان ايلبيگى قشقائى عمله و طايفهء على قلى خان قشقائى را با دستيارى دويست نفر سوار شاهسون كه همراه او بوده كوچانيده و برده و ملحق به عملهء خود نموده است .