تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

از 22 محرم تا 21 صفر 1293

كاظم نام پسر حاجى مهدى نام فراشباشى ميرزا احمد خان بيگلربيگى باشتراك چند نفر ديگر در دزدى تنخواهى دزديده بودند و در مكانى ضبط نموده بودند . شبانه يك نفر از آنها در خفا تنخواه را از شركاى ديگر مىدزدد ، و فيما بين اين چند نفر به مقاله در ميگيرد ، حرفهء يكديگر را ابراز مىدهند مراتب به سمع بيگلربيگى مىرسد . معزى اليه چون كاظم نام از نوكران خود و بسته به خودش بوده با چند نفر رفيق او را مىگيرد و در حبس خود نگاه مىدارد . مردم از اين فقره آگاه مىشوند ، چند نفر مدعى بر آنها مىشوند كه خانه‌هاى ما را بريده‌اند . در جزو از آنها معلوم مينمايند كه تنخواه زيادى از هرجا سرقت نموده بودند . بيگلربيگى هم بعضى از تنخواه مال مردم كه در نزد آنها باقى بوده است مىگيرد و به صاحبانش مىدهد . بعد از آن اين مقدمه به عرض جناب اجل فرمانفرما مىرسد . معظم اليه كاظم نام را كه سره بوده مىگيرند و در انبار حبس مىنمايند . بيگلربيگى از جناب اجل فرمانفرما استدعا مىنمايد كه او را به من بسپاريد و هر وقت بخواهيد او حاضر است . بالفعل در حبس خود بيگلربيگى مىباشد . ديگر آنكه جناب اجل فرمانفرما به حسب ظاهر تكليف رفتن سفر زيارت مشهد مقدس را به جناب حاجى شيخ مهدى مجتهد فرمودند و مبلغ پانصد تومان وجه نقد خود جناب اجل فرمانفرما و دويست و پنجاه تومان نواب عليه عزت الدوله حرم ايشان و دويست و پنجاه تومان مشير الملك به جهت تدارك و مخارج راه سفر زيارت حاجى شيخ مهدى دادند ، و جناب معزى اليه روانه گرديدند . ديگر آنكه اسحاق نام و ملا لطف الله و مير آقا محمد نام عرب كطى كه همه از قطاع الطريق مىباشند و ابتدا كه در ايلات عرب بناى اغتشاش و دزدى را گذارده بودند به استعداد و تقويت اين سه نفر بوده است و از همهء راهها قوافل مىزدند و دزدى مىكردند ، اين اوقات تنخواه زيادى از زاهدان كه دهى از بلوك فسا مىباشد مىبرند . خاص و عام خلق اين ده به عجز درمىآيند . ميرزا حسين نام زاهدانى خدمت جناب اجل فرمانفرما و مشير الملك عرض مىنمايد . مشير الملك حكم به ميرزا حسين مىدهد كه به هر قسم توانى و پيشرفت شده باشد آنها را مىگيرى و به شيراز مىفرستى . لهذا ميرزا حسين زاهدانى راه خصوصيت و آشنائى با اين سه نفر پيش مىگيرد و حضرات را در زاهدان به منزل خود به ضيافت دعوت مىنمايد ، پس از رسومات مهمانى در همان مجلس سه نفر را دستگير مىنمايد و مراتب را به حكومت عريضه نموده بود . جناب اجل فرمانفرما هم حكم فرمودند كه آنها را بفرستند به شيراز . در اين بين كسان محبوسين جمعيت مىكشند به سمت زاهدان و جنگ مىنمايند و در عوض محبوسين سه نفر از اهل زاهدان مىگيرند كه يكى از آنها برادرزادهء ميرزا حسين است و پيغام مىفرستند كه كسان ما را رها كنند تا اين اشخاص را مرخص نمائيم . حال به همين قسم مانده است . ديگر آنكه در شب جمعه ششم ماه صفر كه مولود حضرت اقدس شهريارى مىباشد جناب اجل فرمانفرما حكم فرمودند به كسبه و اهل بازار ، و چهار بازار وكيل را آئين بسته چراغانى نمودند .