تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥

از 27 شوال تا 25 ذيقعده 1292

زوار حاج را در نزديكى شهر شيراز دزد زده بود . بسمع جناب اجل فرمانفرما رسانيدند . جناب معظم اليه هم سركشيكچىباشى خود را مأمور فرمودند ، با غلام تعاقب نمودند ليكن نتوانستند به دزدها برسند . اما جناب اجل فرمانفرما حكم فرمودند كه غرامت تنخواه مسروقهء حاجيها را تفنگچيان راه بدهند . ديگر آنكه نواب مهدى قلى ميرزا سهام الملك را مأمور نظم بلوكات گرمسير نمودند كه به سمت فسا و داراب و لار و سبعه و غيره روانه گرديدند و نيز ايل عرب را هم واگذار به نواب معزى اليه كردند . ديگر آنكه قافله‌اى كه مال التجارهء خارجه و داخله حمل داشته است در پنج فرسنگى شيراز بود دزد زده بود و به سمع جناب اجل اكرم فرمانفرما رسانيدند . اقدامات معجلانه در اين باب نموده حكم كردند به تفنگچيان عرض راه كه حكما دزدان را تعاقب نمودند ، نزديكى فيروزآباد تفنگچيان به دزدان ميرسند ، بناى جنگ ميگذارند . دو نفر از دزدان كشته مىشوند ، يك نفر از تفنگچيان مستحفظ راه زخمى مىشود . بسيارى از اموال غارت شده را پس‌گرفته آوردند خدمت جناب اجل فرمانفرما و به صاحبان مال مسترد نمودند . و نيز تفنگچيان مستحفظ را انعام و خلعت به جهت اين خدمت دادند . از قراريكه تفنگچيان عرض كردند دزدان عمله‌جات پسران قباد خان بوده‌اند . ديگر آنكه جناب اجل فرمانفرما ميخواهند حسين قليخان سرتيپ سوارهء شاهسون قورت بيگلو را مأمور فرمايند به جهت گرفتن پسران قباد خان قشقايى و نظم و وصول ماليات جويم بيدشهر . ديگر آنكه محمد قليخان حسام الدوله با فوج خاصه وارد شيراز گرديدند . ديگر آنكه فوج خاصه را حكومت مأمور فرمودند كه در قراولخانه‌هاى شهر باشند و حراست شهر نمايند .

از 25 ذيقعده تا 25 ذيحجه 1292

از قرار اخبار نواب مهدى قلى ميرزا كه در داراب بود سراغ مينمايد كه پنجعلى با احشام خود در نزديكى قير و كازرين مسكن گرفته است . نواب مشار اليه هم با نصر الله خان بهارلو و سوارهاى او و جمعى ديگر ميروند و غفلتا سحرى يورش به احشام پنجعلى مىآورند و نواب و الا در پى گرفتن پنجعلى ميكوشد ، ولى سوار بهارلو بناى نهب و غارت را ميگذارند و به هيچ‌وجه به گرفتن پنجعلى نمىپردازند و حال آنكه پنجعلى هم در آن احشام بوده و ميشناخته‌اند او را ، چون به غارت و يغما ميپردازند پنجعلى فرار مىكند . پس از فراغت از غارت دو پسر كوچك و زن او را ميگيرند ، بعد از چند روز هم پيشكشى به نواب مهدى قلى ميرزا بتوسط نصر الله خان بهارلو داده بودند ، زن و كسان او را رها نمودند . از قرارى كه اخبار داده بودند اموال و مال التجارهء زيادى كه در نزد پنجعلى جمع شده بود به دست نواب مهدى قلى ميرزا و سواران بهارلو آمده است . پنجعلى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 45 | على اكبر سعيدى سيرجانى