تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
سارقين زخمدار شده و يك نفر كشته مىشود و يكى ديگر كه بهرام نام مىباشد او را گرفته روانهء شيراز نمودند .

از غرهء رمضان تا 22 رمضان 1292

از قرار تحقيق چون حسين قليخان سرتيپ حسن عليخان خشتى را در راه رو به سمت شيراز مىآورده و زخم گلوله در رانش برداشته بوده در كازرون فوت مىشود . ولى بعضى ميگويند حسب الاشارهء مشير الملك او را در راه كشته‌اند . ديگر آنكه سيد محمود كازرونى را مشير الملك براى جمع‌آورى محصولات و ماليات ديوان خشت مأمور نمودند و روانه به سمت كمارج گرديد كه املاك حسن عليخان را هم ضبط نمايند . ديگر آنكه از قرار اخبار على قليخان قشقايى كه ضابط ايلات عرب است نوشته بوده خدمت جناب فرمانفرما و مشير الملك كه ايلات عرب به تحريك رضا قليخان همه سرپيچى از استرداد ماليات ديوان نموده رو به سمت كرمان عزيمت نموده بودند ، على قليخان و پسرانش با جمعيت آنها را تعاقب مينمايند تا اينكه تلاقى فريفتن در حول و حوش آبادهء طشت مىشود و بناى جنگ ميگذارند از طرفين چند نفرى كشته مىشود ولى على قليخان چارهء عرب‌ها را نمىنمايد . آنها هم پس از جنگ فرار مينمايند . على قليخان از حكومت امداد ميطلبد كه آنها را تعاقب كند . چون اين خبر به سمع حكومت رسيد جناب فرمانفرما رضا قليخان عرب را احضار نموده حكم به زنجير و حبسش فرمودند و او را در محبس حكومتى زنجير و محبوس فرمودند و نيز حكم تلگرافى كردند به فوج نهاوند كه در راه ميانهء اصفهان و شيراز ميبودند كه از همان راه بروند نزد على قليخان و تحت حكم او باشند كه ايلات عرب را گوشمالى بدهد . ولى از قراريكه مسموع مىشود ايلات عرب تماما فرار كرده‌اند ، و عزمشان اين بوده كه بروند به سمت بمپور . ديگر آنكه از جانب حضرت اقدس شهريارى عصاى مرصعى به جهت جناب حجت الاسلام حاجى شيخ مهدى فرستاده شده بود ، جناب فرمانفرما حسب الامر با كمال مهربانى عصا را در عمارت حكومتى تفويض به جناب معظم اليه نمودند . دستخطى كه از حضرت اقدس شهريارى به سرافرازى جناب حجت الاسلام مرحمت شده بود در مسجد خود جناب حجت الاسلام بالاى منبر در حضور عامهء ناس خواندند . ديگر آنكه احمد خان سرتيپ با فوج خود وارد گرديد و همراه نواب اويس ميرزا روانهء بهبهان شدند . ديگر آنكه بر حسب حكم اولياى دولت عليه سعد الملك را جناب فرمانفرما از بابت باقى پارساله و مأخوذ امسالهء يزد حكم فرمودند در منزل فراشباشى خود نگاه داشتند ، و پس از چند روز پنج هزار تومان از ايشان گرفته خلعتى به وى التفات فرمودند . ديگر آنكه از قرار اخبار چند ده از سروستان را چاپيده‌اند و قافلهء فسايى را هم كه از آن راه به فسا ميرفته با الاغ و تنخواه سرقت نموده‌اند . يك نفر از دزدها را اهل قافله كشته بودند ، دزدان هم يك نفر از اهل قافله كشته‌اند . ديگر آنكه در راه كازرون چند نفر دزد نزديك