ديگر آنكه جناب فرمانفرما ايلخانى را مأمور نمودند كه برود در گوديان و گوسفندان حاجى محمد عليخان را ضبط نمايد . مشار اليه هم حسب الامر رفت و ضبط نمود . خود حاجى محمد على خان در مسجد مشير الملك بست گرفته است و معلوم نيست تقصيرش چيست كه ده او را هم ضبط كردهاند .
ديگر آنكه جناب فرمانفرما بازديد از امام جمعه و حاجى شيخ مهدى و حاجى آقا محمد نمودند از قرار مسموع حاجى آقا محمد درست ادب به جناب فرمانفرما نكرده بوده و نيز اجزاى مجلس ايشان هم همه نشسته بودند در حضور جناب فرمانفرما . وقتى كه مراجعت مىنمايند به مشير الملك مىفرمايند كه حاجى آقا محمد خلاف ادب رفتار كرده است . مشير الملك برادرزاده و محرر حاجى آقا محمد را ميفرستد مىبرند و هر دو را چوب بسيار ميزنند . از آنطرف شبانه ميفرستد چند فراش و تفنگدار در خانهء حاجى آقا محمد كه ماليات خود را تمام حكما بده . او هم جواب مىدهد تا آخر سال بايد بدهم . بناى هرزگى مينمايند ، تا اينكه باز مشير الملك ظاهرا وساطتى مينمايند و محصلين را از خانهء حاجى آقا محمد برميدارد ، و از قرار مسموع حكم مىنمايند كه از شهر برود . او هم ميگويد حاضرم و مىروم . تمام ملاهاى شيراز باطنا فرستاده بودند نزد حاجى آقا محمد كه همه جمعيت كنند و غوغايى بكنند . حاجى آقا محمد جواب داده بود كه نميخواهم از بابت خاطر من فتنه شود و ميروم به مشهد . همه ساكت شدند . يكروز بعد هم جناب فرمانفرما دستخطى التفاتآميز به حاجى آقا محمد مرقوم داشته بودند .
ديگر آنكه دارابخان ايلبيگى بر حسب حكم جناب فرمانفرما به شيراز آمدند براى قرار و مدار كارهاى مشار اليه .
ديگر آنكه روز بيست و هشتم شهر حال نواب عليهء عزت الدوله وارد شيراز گرديدند تمام اعيان شهر و كسبه و تجار به استقبال رفتند .
از غرهء شعبان تا سلخ شعبان 1292
دارابخان را جناب اجل فرمانفرما بر حسب فرمان شاهى ايل بيگى ايلات قشقايى و محال اربعه و خنج و افروز و سرحد شش ناحيه فرمودند . پس از قرارومدار كارها مخلع گرديد و روانه در محل ابوابجمعى خود گرديد . ديگر آنكه على قلى خان قشقايى را ضابط ايلات عرب نمودند .
مشار اليه هم روانه به محل ضابطى خود شدند . ديگر آنكه عبد الحسين خان سرتيپ را به حكومت بوشهر منصوب فرمودند . معزى اليه هم به محل حكومت خود روانه گرديد .
ديگر آنكه روز عيد مولود حضرت صاحب الامر جناب اجل فرمانفرما به سلام عام نشستند و همان روز عباى ترمه به جناب حاجى آقا محمد مجتهد خلعت دادند ، و چند روز هم قبل از خلعت دادن جناب مشير الملك بواسطهء رنجش ايشان به منزل معزى اليه تشريف بردند و تسلى دادند . ولى جناب حاجى آقا محمد از رنجش بيرون نيامده است و محكمهء خود را بسته ، جميع محررين محكمه را جواب داده است و هنوز قصد رفتن از اين شهر را دارند .