تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
كار يكهزار تومان بايد به جهت مخارج جدول خيرات شيخ عبد العزيز بدهد ، مشار اليه هم مبلغ مزبور را سند سپرده كه بدهد ، آنها را مرخص كردند . پس از دو روز جناب علاء الدوله سند هزار تومان را به جهت شيخ عبد العزيز پس فرستادند و تمام اهل شهر از اين گذشت جناب علاء الدوله تعجب كرده‌اند ، واقعا خيلى گذشت دارند ، يك دينار از احدى نمىگيرند و محض اين كار ايشان تمام تجار متنبه شدند كه ديگر حركت خلافى و بعض فضوليها كه سابق مىكردند نخواهند كرد . ديگر آنكه حال هر روزه كوچه‌ها را جاروب مىكنند و خوب تميز نگاه مىدارند . ديگر آنكه به حاصل گندم و جو بعضى بلوكات زردى زده است كه خراب كرده است ولى الحمد الله حاصل همه‌جا خوب شده . ديگر آنكه جناب علاء الدوله حكم كرده‌اند و مأمور به اطراف فرستاده‌اند كه جنس به خارج از خاك فارس حمل نشود ، از اين جهت الحمد الله روزبروز نرخ اجناس رو به تنزل است . مورخهء روز چهارشنبه ششم شهر ربيع الاول سنه 1321 مطابق سيم ماه جون 1903 . چون حضرات كوره‌پز محض اينكه كسى در كار آنها رسيدگى نمىكرد گچ و آجر را گران مىفروختند آن هم به سنگ ناتمام ، جناب علاء الدوله فرستادند تمام كوره‌پزها را حاضر كرده خودشان خيلى رسيدگى نمودند و قيمتى معين كردند كه از آن قرار گچ و آجر را بفروشند و التزام از آنها گرفتند كه سنگ تمام بدهند و آجرها را به قالب بزرگتر درست نمايند . ديگر آنكه جناب علاء الدوله حكم سخت به تمام ايلات فارس نموده‌اند كه برهء شير نكشند و پوست نفروشند ، هركس پوست بفروشد دست او را خواهند بريد . از روساى ايلات التزام سخت گرفته‌اند كه اين كار به كلى موقوف باشد ، چونكه در حقيقت گرانى روغن و ساير چيزهايى كه از گوسفند عمل مىآمد محض اين بود كه بره‌هاى شير را تماما بواسطهء پوست آنها كه تجار روسى طالب هستند و سالى مبلغى مدخول از پوست مىبرند مىكشتند و حال از ترك آن انشاء الله اين لبنيات ارزان خواهد شد . ديگر آنكه شخص سيدى از اهل اصفهان تازه به شيراز آمده بود با بچه‌اى به سن پنج شش سال بىعصمتى و عمل شنيع نموده بود ، ايالت او را گرفته گوش او را بريده مهار كردند و در بازار گردش داده ، بعد چند نفر سوار او را برده از خاك فارس خارج كردند . مورخهء روز سه‌شنبه دوازدهم ربيع الاول سنه 1321 مطابق نهم ماه جون 1903 . بالنسبه بشورش و شلوغ در اصفهان از بابت حضرات بابى در اينجا هم اين مطلب سرايت كرده ، جناب آقا ميرزا ابراهيم مجتهد ورقه نوشته خطاب به مردم كه هركس حضرات بابى را بدست بياورد و بقتل برساند ثواب عظيم دارد . مردم هم بهيجان آمده نزديك بود شورش بشود ، جناب علاء الدوله مخبر شده فرستادند پيش جناب آقا ميرزا ابراهيم ، قدرى تندى به او كرده و او را ساكت نمودند ، بعد چند نفر سرهء بابىها را هم گرفته به زبان خوش آنها را خرجى داده از شهر بيرون