خيلى مرد متقلب مفسدى بود جناب علاء الدوله او را گرفته چوب زيادى زده و حبس كردهاند .
ديگر آنكه متولى و خدام حضرت شاهچراغ در سال مبالغى از موقوفات حضرت مىخوردند و به هيچ وجه مخارج حضرت را نمىكرده و در صدد نظم امورات ايشان نبودند ، در صحن حضرت شاهچراغ هميشه خيلى كثيف و مغشوش بود . جناب علاء الدوله دو روز قبل در آنجا رفته متولى و خدام را طلبيده حضورا خيلى رسيدگى كرده و حكم كردند تمام بساطهاى در حضرت شاهچراغ را برچيدند و صحن حضرت را پاك و پاكيزه و منظم نمودند و حكم كردهاند تمام كارهاى حضرت به اطلاع خودشان بگذرد ، تا به حال هيچكس چنين نظمى نداده بود .
ديگر آنكه جناب علاء الدوله حكم كردهاند جلو دكاكين كه كوچهها را تنگ كرده بود خراب كنند و حكم به بيگلربيگى كردهاند كه تمام كوچهها را پاك و تميز كند ، و نيز حكم كردهاند چهار بازار وكيل را تعمير كنند . كارهايى كه هيچ حكومتى در خيال نبود مىكنند ، تمام مردم شب و روز دعا به ايشان مىكنند ، همهء اهل شهر آسوده شدهاند .
مورخهء روز چهارشنبه بيست و دويم صفر المظفر سنه 1321 مطابق بيستم ماه مى 1903 .
جناب مستطاب علاء الدوله شب و روز مشغول آبادى مملكت و نظم شهر و بيرونها هستند ، در اين پنجاه روز كه وارد شدهاند به قدر پنجاه سال آبادى كرده و نظم دادهاند كه در قوهء هيچكس نبود و نيست . ميدانهاى دولتى كه ميدان توپخانه و سربازخانه و طويله باشد تمام را تعمير كرده و ميكنند ، ميدان توپخانه را به اندازهاى تعمير و مرمت و تنظيف كردهاند كه تماشاگاه شده است ، هر شبى به قدر دويست چراغ در ميدانها روشن است ، با تمام اهل بلد بطور مهربانى و التفات رفتار مىكنند ، داد مظلوم از ظالم گرفته مىشود ، چنان بيرونها منظم شده كه هركس پول قسط ماليات خود را تنها برداشته به شهر مىآورد . در اين پنجاه روز هيچكس تصور نمىكرد به اين قسم منظم شود . بقسمى به عرايض مردم رسيدگى مىشود بدون دينارى حق نوكر و غيره كه تمام حيران هستند ، يك دينار طمع به مال كسى ندارند .
ديگر آنكه به جهت تنظيف شهر مجلسى از علما و تجار و خوانين حضورا جناب علاء الدوله منعقد نمودند ، سه هزار و چهارصد تومان برآورد مخارج تنظيف شهر شد ، هزار و ششصد تومان از خودشان دادند ، ما بقى را هم ده پانزده نفر دادند ، همه از روى ميل و رغبت پول را دادند . حال مشغول تنظيف شهر هستند . شهرى به اين كثافت بفاصلهء دو روز حال نزديك است مثل كوچههاى ولايات خارجه بشود .
ديگر آنكه هر روز عصر در ميدان توپخانه آبپاشى كرده موزيك زده مىشود ، تمام صاحبمنصبان با لباس نيمرسمى از صبح الى سه چهار ساعت از شب رفته حاضرند ، سوارهاى فارس را تمام سان ديدهاند كه هيچوقت رسما نبودهاند جز اينكه اسمى از آنها بود و تمام اسبهاى آنها را داغ كردهاند باندازهاى جناب علاء الدوله مواظب كارهاى دولتى و غيره هستند كه ما فوق آن متصور نيست . به اين قسمى كه ايشان پيش گرفتهاند و رفتار مىكنند كمكم اسم مرحوم حاجى معتمد الدوله
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 705
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٧٠٥