تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
از ورود پست به شيراز نوتها مفقود و عوض نوتها روزنامه گذارده بودند كه معلوم نبود در طهران يا اصفهان يا شيراز كجا عيب كرده است . جناب علاء الدوله مجلسى منعقد كرده استنطاق كردند ، شخص بلجيكى كه رئيس پستخانهء شيراز است مىگويد كه حكما كار شاهزاده رئيس قديم پستخانه است . اگرچه محقق نشده ولى ايالت شاهزاده و پسرش را در منزل حكومتى توقيف نموده‌اند تا بعد درست معلوم شود . ديگر آنكه مطلبى ميانهء جناب علاء الدوله و جناب امام جمعه شبانه صحبت مىشود ، فرداى آن شب كه جناب علاء الدوله مىفرستند به مدعى آن مطلب را اظهار نمايند آدم ايشان مىبيند ميرزا آقا نام مشهور به كرباسى كه نديم و منشى قوام الملك است در آنجا نزد مدعى نشسته و پيش از پيش آن مطلب را به او گفته است كه شخصى مدعى به آدم جناب علاء الدوله گفته بود من خود شنيده‌ام . جناب علاء الدوله از اين مطلب خيلى متغير مىشوند و بد به قوام الملك مىگويند و مىخواستند ميرزا آقا را چوب بزنند و از شهر بيرون نمايند ، بعد قوام الملك و امام جمعه توسط كرده على الحساب كارى به او ندارند . ديگر آنكه شاهزاده جمال الدين ميرزا كه حاكم سروستان و ارسنجان است در يكى از اين دو محل سرقتى واقع شده به جناب علاء الدوله عرض كرده بودند ، ايشان به شاهزاده جمال الدين ميرزا خيلى سختگيرى كرده و حكم كردند كه بايد خودش برود و رسيدگى نمايد و مال مسروقه را پس بگيرد بدهد ، و التزام از او گرفتند كه چنانچه ده روزه تنخواه را رد نكند هزار تومان غرامت بدهد . ديگر آنكه اعليحضرت همايونى چهار هزار تومان بر حسب خواهش جناب علاء الدوله جهت تعميرات عمارت ديوانى مرحمت فرموده‌اند ، حال جناب معزى اليه در صدد تعمير عمارات ديوانى هستند . تعميراتى كه در ميدان توپخانه نموده‌اند از خودشان خرج كرده‌اند . مورخهء روز چهارشنبه پنجم شهر ربيع الثانى سنه 1321 مطابق غرهء ماه جولاى 1903 . حاجى على قليخان نايب الحكومه لارستان بتحريك بعضى خيال سركشى داشت ، ميرزا محمد باقر خان منشى قوام الملك با سوار و سرباز و توپ از طرف ايالت به جهت تأديب و تنبيه مشار اليه به لارستان رفته بود ، از قراريكه خبر آورده‌اند چند نفرى از طرفين كشته شده است و حاجى عليقلى خان رفته در قلعهء گراش متحصن شده ، ميرزا محمد باقر خان در قلعهء لارستان نشسته است . تجار لارى تلگراف زياد به طهران كرده‌اند كه " ما حاجى عليقلى خان را مىخواهيم و به ما كمال مهربانى و محبت را دارد ، محض اينكه قوام الملك به مشار اليه بد است مىخواهد او و ما را تمام نمايد " . از قراريكه مىگويند تجار لارى كه در طهران هستند آنها هم در آنجا بست نشسته‌اند ، ديگر صدق و كذب آن معلوم نيست . ديگر آنكه از قرار مذكور علماى كربلا و نجف تلگراف به اعليحضرت همايونى كرده‌اند كه " از بابت تعرفهء گمرك به رعاياى ايران خيلى ظلم و تعدى شده است و ما نمىخواهيم گمركات سپردهء بلجيك باشد " . و نيز مىگويند مردم تماما مىخواهند تلگرافا شكايت از حضرت اشرف اتابك