بلوا نمايند .
مورخهء روز چهارشنبه سيزدهم شهر ذيقعده سنه 1320 مطابق يازدهم ماه فبرورى 1903 .
از قرار مذكور ضرغام الدوله و صولت الدوله با هم صلح كردند به اين قسم كه صولت الدوله آنچه خسارت به احشام ضرغام الدوله و دهات مردم در وقتى كه ضرغام الدوله در شهر بوده وارد آورده است از عهدهء غرامت برآيد ، ولى صدق و كذب اين مطلب هنوز معلوم نيست .
ديگر آنكه سربازان فوج دربندى كه روز اول ماه ذيقعده بيرون دروازه اصفهان نزاع كرده بودند و يك نفر نقاش را زخم زده بودند كه فوت شد و يك نفر ديگر را هم كه شخص پوستفروشى بوده همان روز زخم زده بودند او هم دو روز قبل فوت شد ، كسان او با اجماع زيادى به تلگرافخانه آمده بناى شورش را گذاردند ، فراشباشى معزز الدوله بيگلربيگى حاليه آمده در تلگرافخانه به آنها اظهار كرد كه " شورش نكنيد ، اگر قاتل را بخواهيد به قصاص برسانيد حاضر است بگيريد به هر نوع ميخواهيد قصاص كنيد ، اگر ديه خون را ميخواهيد نقدا ميدهيم " .
به اين ترتيب آنها را ساكت كرده از تلگرافخانه بيرون بردند ، بعد معلوم نشد كه چه قسم با آنها سلوك كردند .
ديگر آنكه رشيد الدوله كه از طهران مأمور شده به جهت گرفتن تنخواه مسروقهء يزدى و كرمانى از حضرات سارقين لشنى و غيره وارد آباده شده و از آنجا به طرف آبادهء طشك رفته است .
ديگر آنكه از بابت ترتيبات جديدى كه در عمل گمرك دادهاند تجار شيراز بعض تلگرافات به طهران و بوشهر كردهاند و منتظر جواب هستند كه جواب آنها برسد و معلوم شود كه قبول ميكنند يا نه .
مورخهء روز چهارشنبه بيستم شهر ذيقعده 1320 مطابق هيجدهم ماه فبرورى 1903 .
سه روز و سه شب است كه اتصالا باران مىآيد و اين باران به جهت حاصل همه جا خيلى فايده دارد و مردم از آن اضطرابى كه به جهت نيامدن باران داشتند بيرون آمدند .
ديگر آنكه نواب عليه بانوى عظمى همشيرهزادهء حضرت و الا ظل السلطان با عين الدوله پسر خود از كربلا از راه بوشهر به شيراز آمدهاند كه به اصفهان بروند ، چند روز است وارد چنار راهدار دو فرسخى شيراز شدهاند ، پسران قوام الملك در باغ گلشن قوام الملك تهيه ديده بودند كه آنجا منزل نمايند ، راضى نشده و همين قسم در كاروانسراى چنار راهدار توقف دارند . از طرف حكومت شهاب الملك و بنان السلطنهء وزير نزد ايشان رفتهاند ، بزرگان شهر هركس به ديدن ايشان رفتهاند . معطل اين هستند كه كالسكههاى خود را تعمير كرده به سمت اصفهان حركت كنند .
ديگر آنكه از بابت عمل گمرك سيد محمد شريف پيشنماز كه ميخواهد جاى مرحوم حاجى سيد على اكبر فال اسيرى را بگيرد بالاى منبر رفته است خيلى گفتگو كرده و مردم عوام را به هيجان آورده كه شورش و بلوا بكنند . قرار بود بيايد در بازار وكيل منبر بگذارد و در آنجا مردم را
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 696
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٩٦