داراب و لارستان حركت كرد . ديگر آنكه ديشب در باغ حكومتى سقف قهوهخانه پايين آمده دو نفر در آن عمارت بوده تلف شدهاند .
مورخهء روز چهارشنبه هفتم شهر شوال المكرم 1320 مطابق هفتم ماه جنورى سنهء 1903 .
از اول برج جدى كه اول چهله باشد تابحال ديگر باران نيامده و مردم قدرى مضطرب هستند ، هوا هم قدرى سرد شده است و تمام حاصل را سمزده است . نرخ اجناس الحمد الله تنزل دارد نان يك من چهار عباسى الى يك قران است ، برنج هم به آن گرانى كه يك من سه قران و دو ريال بود حال دو قران و پنج شاهى شده است ، اميد است كه ارزانتر هم بشود .
ديگر آنكه حكومت حكم كردهاند محض اغتشاش در شهر هر شب سرباز همراه داروغه و گزمهها گردش ميكنند و هر شبى از يك فوج سرباز حكم است گردش كنند و ليكن باز چاره نمىشود . همين قسم اغلب خانههاى مردم را شب مىبرند .
ديگر آنكه جناب آصف الدوله سواى آن عيال ايشان كه از طهران به عتبات رفته بودند و حال يك ماه است از بوشهر وارد شيراز شدهاند و در ارگ حكومتى منزل دارند يك عيال ديگر هم دارند كه منزل ايشان حوالى ارگ حكومتى در محلهء موردستان داده شده . از قرار مذكور چند شب قبل دزد رفته به خانهء آنها هرچه تنخواه و اسباب عيال ايشان داشته سرقت كردهاند ، چون اين مطلب به جهت حكومت خوبى ندارد كه منزل عيال ايشان را سرقت كنند به كلى سر و صدايى از اين مقدمه بلند نكردند و ليكن بطور يقين تنخواه او را سرقت كردهاند .
ديگر آنكه از قرارى كه در شيراز شهرت دادهاند جناب آصف الدوله معزول هستند ولى صدق و كذب آن معين نيست و معلم هم نيست كه كى حاكم باشد ، به همين واسطه شهر و بيرونها خيلى مغشوش است .
ديگر آنكه حاجى عبد الرسول اصفهانى كه از تجار معتبر شيراز بود ورشكست شده ، از قرار مذكور به قدر چهل و شش هزار تومان در شيراز ورشكسته است و هنوز معين نشده كه چقدر در جاهاى ديگر كه معامله داشته ورشكسته .
مورخهء روز چهارشنبه چهاردهم شوال المكرم سنهء 1320 مطابق چهاردهم جنورى 1903 .
كاكاسياه عيال نايب التوليه كه خودش و از قرارى كه ميگفتند با دو نفر ديگر خانم خود را شب ماه رمضان خفه كرده بودند و در چاه انداخته و تنخواه او را برده بودند دو روز قبل حكومت حكم كرده سر او را بريدند .
ديگر آنكه حاجى عبد الرسول اصفهانى كه ورشكسته چند روز است رفته در خانهء ميرزا محمد شفيع ملك التجار نشسته است و تجار همه روزه در آن خانه اجلاس ميكنند كه به حسابهاى او رسيدگى كرده قرارى در كار او بدهند ، ولى از قرار مذكور تومانى هفتصد دينار بيشتر به مردم نخواهد رسيد .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 693
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٩٣