تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
ديگر آنكه محض اينكه چهار پنج روز است حكم دولتى داده شده كه عموم مردم اگر بخواهند از تلگرافخانهء انگليس به هرجا تلگراف بگويند مرخص هستند و ممانعتى نيست ديگر تلگرافخانهء ايرانى چندان دخلى نمىكند و مردم اغلب مطلب به تلگرافخانهء انگليسى ميدهند و هنوز همهء اهالى شيراز و بلوكات و اطراف از اين حكم خبر ندارند ، بعد از آن‌كه همه از اين حكم مخبر شوند ديگر كمتر به تلگرافخانهء ايرانى كسى مطلب ميدهد ، اگر كسى هم بدهد فقط به جهت تفاوت قيمت تلگراف است كه تلگرافخانهء ايرانى ارزانتر ميگيرند و الا به ملاحظات ديگر از قبيل مخفى نبودن و مطلب را رسانيدن و غيره همهء مردم به تلگرافخانهء انگليس راغب هستند . به جهت عموم مردم خوب شده است چونكه تلگرافخانهء ايرانى خيلى بىنظم است . ديگر آنكه قوام الملك از كربلا به طهران احضار شده از قرار تلگراف خودش چند روز است از كربلا حركت كرده ، پسرزادهء خود را كه همراه بوده با نوكران زيادى از راه بوشهر به شيراز فرستاده است تا بعد از ورود مشار اليه بطهران چه شود ، از قرار مذكور پيشكش زيادى داده است . مورخهء روز پنجشنبه بيست و دويم شوال المكرم 1320 مطابق بيست و دويم جنورى سنه 1903 . صولت الدوله با دو هزار نفر سوار و يك هزار و پانصد نفر تفنگچى طرف جره مستعد هستند به جهت نزاع با ضرغام الدوله ، ضرغام الدوله هم با استعداد زياد به همين اندازه سوار و تفنگچى طرف فيروزآباد ميباشند ، ميانهء آنها هم دو سه فرسخى زيادتر فاصله نيست و ليكن مشكل است كه بهم بزنند . على الحساب طرفين به جهت خود استعداد زياد فراهم آورده‌اند تا بعد چه شود . ديگر آنكه فضلعلى خان پسرزادهء فتحعلى خان لارى سيد ابراهيم لارى را كه وكيل كارهاى لارستان بوده به اسم اينكه در مفتنى در لارستان مىكند شبانه در خانه خود او ريخته خود سيد ابراهيم و پسرش و يك جوان ديگر را مقتول كرده‌اند . ديگر آنكه چون نصر الدوله ضامن ماليات جهرم از ابواب جمعى حاجى مسعود الدوله مىباشد ، معتمد ديوان كه به طرف لارستان ميرفته به جهرم ميرود كه باقى ماليات آنجا را وصول كند ، اهل جهرم تمكين او را نكرده معتمد ديوان با آنها نزاع مىكند ، يك نفر سرباز هم مقتول مىشود و او را از جهرم بيرون كرده‌اند . بر سر همين مقدمه اهل جهرم شاكى شده حال چند روز است به شيراز آمده و در تلگرافخانه بست نشسته‌اند . ديگر آنكه معتمد ديوان كه رفته بوده به جهت گرفتن قلعهء اشكنان كه رئيس محمد باقر اشكنانى در آن قلعه متحصن شده و ياغى است ، سيدى را فرستاده بوده در قلعه پيش مشار اليه كه او را اطمينان داده بياورد نزد معتمد ديوان ، رئيس محمد باقر هم آن سيد را زده كشته است و پيش معتمد ديوان هم نيامده . على الحساب تمام فارس مغشوش است . ديگر آنكه قوام الملك كه قرار بود از كربلا به طهران برود از قرار خبر تلگرافى اجازهء مرخصى به مشار اليه نداده‌اند ، در كربلا على الحساب متوقف است . مورخهء روز چهارشنبه بيست و هشتم شوال المكرم 1320 مطابق بيست و هشتم جنورى 1903 .