به جهت شورش و بلوا به هيجان بياورد ، اين دو سه روزه كه باران آمد به تعويق افتاده است و مردم عوام هم مستعد هستند ، تجار هم با آنها همراهى دارند .
مورخهء چهارشنبه بيست و هفتم ذيقعده 1320 مطابق بيست و پنجم فبرورى 1903 .
از 28 ذيقعده 1320 مطابق 25 فبرورى 1903
شب پنجشنبه بيست و هشتم شهر ذيقعده از طهران تلگراف كردند كه جناب آصف الدوله معزول و نواب و الا علاء الدوله حاكم فارس شدهاند . از طرف خود علاء الدوله هم تلگراف به شاهزاده رئيس تلگرافخانهء ايرانى شد كه شما نايب الحكومه هستيد . يك دو روز رئيس تلگرافخانه نايب الحكومه بود بعد تلگراف كردند كه نصر الدوله پسر كوچك قوام الملك نايب الحكومه باشد . يك روز هم نصر الدوله نايب بودند بعد تلگراف كردند كه ظفر السلطان سرتيپ فوج دربندى نايب الحكومه باشد . على الحساب ظفر السلطان نايب الحكومه است ولى كسى اعتنايى به اين اشخاص ندارند و تمام كارها معوق و مختل است . جناب آصف الدوله هم در تدارك حركت هستند ، معطل اين ميباشند كه بنان السلطنهء وزير حسابهاى خود را با مردم صاف نمايد و حركت كنند ، قبل از عيد نوروز از شهر حركت خواهند نمود .
ديگر آنكه معتمد ديوان كه از طرف نصر الدوله به لارستان و داراب رفته بود مراجعت به شهر كرده دو نفر از كلانترهاى عرب كه فتح على بيگ و رضا قلى كطى باشند و پارسال بر ضد قوام الملك رفتار كرده بودند گرفته همراه آورده است . على الحساب آنها را حبس نمودهاند تا حكومت استقلال پيدا نمايد .
ديگر آنكه آقا ميرزا محمد على مجتهد قريب دو ماهى بود كه ناخوش بسترى بود و از منزل بيرون نمىآمد ، دو روز قبل فوت شد . جنازهء او را با جمعيت زياد و سينه زن به حافظيه بردهاند كه در آنجا دفن كنند . تمام بازارها را بستهاند و پشت دكاكين ختم گذاردهاند ، پسران خود آن مرحوم هم در مسجد مشير الملك ختم گذاردهاند .
مورخهء چهارشنبه چهارم ذيحجه الحرام 1320 مطابق چهارم ماه مارچ سنه 1903 .
جناب آصف الدوله دو سه روز است نقل مكان به باغ ارم كردهاند ولى بنان السلطنهء وزير هنوز در شهر توقف دارد و مشغول پرداختن حسابهاى مردم است .
ديگر آنكه ظفر السلطان نايب الحكومه ديروز صبح محض اينكه عيد قربان بود آمده بود در باغ حكومتى نشسته بود ، بعضى از اهل شهر پيش او رفته كدخدايان شهر هم بودند ، چند توپ شليك كردند و قدرى موزيك زدند ، بقاعدهء معمول سنواتى يك نفر شتر هم در قربانگاه قربانى كردند .
ديگر آنكه چون امساله اردكان سپردهء نصر الدوله بود حال جمعى از اهل آنجا با شكر الله خان كلانتر خود آمدهاند در تلگرافخانه بست نشستهاند و تلگرافا از مشار اليه شكايت به طهران