تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
دبير حضور پسر جناب معتمد السلطنه را حكم كردند كلاه پاپاخ تبريزى سر بگذارند . خيلى اسباب تماشاى مردم شده بودند . ديگر آنكه از قرارى كه باطنا مذكور مىشود علما خيال دارند حكم كنند كه اين گندمى كه به زور و جبر از مردم مىگيرند و نان مىپزند خوردن آن حرام است خصوصا در ماه رمضان كه احتمال دارد آشوبى بشود به جهت همين فقره چونكه به جميع دهات مردم آدم فرستاده‌اند حتى بذر آنها را هم ضبط كرده‌اند . اگر چنين باشد سال ديگر قحطى بزرگ در فارس خواهد شد . الان در خود شهر شيراز جو به كلى پيدا نمىشود كه اغلب مال‌هاى مردم شب بىجو مانده‌اند ، يك من يك قران هم ميخرند و ممكن نمىشود ، بىجهت قحطى در فارس انداخته شده محض جلب منفعت كه ميگويند دويست هزار تومان منفعت اين كار است ، هركس هم چهار من جنس دارد به هر قسم كه بوده مخفى كرده است ، خداوند ترحم فرمايد ، هيچ‌كس نمىفهمد اين همه عداوت به اهل فارس براى چيست . مورخهء روز سه‌شنبه بيست و دويم رجب المرجب 1319 مطابق پنجم نومبر مسيحى 1901 . خلعتى از جانب اعليحضرت همايونى به جهت حضرت و الا شعاع السلطنه به اتفاق نواب و الا اجلال الدوله خالوى حضرت و الا شعاع السلطنه مرحمت شده ، حامل خلعت يك منزلى شيراز رسيده . از قرار مذكور روز سيم ماه شعبان خلعت‌پوشان خواهند گرفت . ديگر آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه كه به شكار رفته بودند روز جمعه بيست و پنجم شهر رجب مراجعت كردند . ديگر آنكه نايب حبيب كه نايب شاطرخانه است در شكارگاه گرازى بيرون مىآيد ، مشار اليه يك مرتبه تيرى براى گراز خالى مىكند از قرار مذكور تير مشار اليه از زير پاى اسب حضرت و الا شعاع السلطنه در مىرود ، ايشان خيلى متغير ميشوند ميخواستند با قدارهء خودشان مشار اليه را مقتول نمايند ، اجزاء توسط مىكنند ، از كشتن او ميگذرند ولى او را بىاندازه كتك زده‌اند و اسباب تفنگ و يراق او را حكم كرده ضبط كرده‌اند . ديگر آنكه امر نان در شيراز مشكل شده است ، درب دكاكين خبازى روز و شب ازدحام زيادى به جهت گرفتن نان مىشود ، حضرت و الا شعاع السلطنه هم ديروز فرستادند چند نفر خباز را گرفته آوردند ، بعد از تغير زياد دو نفر از آنها نسق كردند ، يكى را دو دست او را به ديوار كوبيدند و ديگرى را كه ريش‌سفيدى داشت حكم كرده ريشهاى او را تراشيده و در بازار گردش دادند ، ولى اين اوضاع هم دخلى به خبازان ندارد ، جهتش نبودن گندم است ، هركس جنسى داشته از ترس حكومت پنهان كرده در بيرونها جو يك من هشت عباسى و در شهر به كلى پيدا نميشود . مورخهء روز چهارشنبه غره شهر شعبان المعظم 1319 مطابق سيزدهم نومبر مسيحى 1901 .

از 2 شعبان 1319 مطابق 14 نومبر 1901

روز جمعه سيم حضرت و الا شعاع السلطنه خلعت‌پوشان گرفتند ، بالاى قرآن در باغچه‌اى