تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
آسوده شدند ولى باران زياد لازم است . ديگر آنكه مجددا مأمورين سخت به كربال و كوار و مرودشت و تمام بلوكات فارس فرستاده‌اند كه هرچه جنس از قبيل گندم و جو و برنج و غيره در آنجا باشد حمل شهر نمايند ، مخصوصا مأمور كه در بيضا رفته بود خيلى اذيت به رعاياى آنجا كرده و ضرر كلى به املاك مردم زده است . مردم هم از ترس حكومت ابدا قوهء تكلم ندارند . ديگر آنكه از شب دوشنبه بيست و هفتم الى عصر سه‌شنبه بيست و هشتم شعبان اتصالا باران خيلى خوبى آمد ، همه‌جا را احيا كرد ، به جهت تمام جاها فايدهء كلى داشت . هنوز هم هوا ابرى است . ديگر آنكه محتشم الوزاره كه كارگزار بنادر است چند روز است وارد شيراز شده و همين دو سه روزه به طرف بوشهر حركت خواهد كرد . قوام الملك حضرت و الا شعاع السلطنه هنوز از شكار مراجعت نكرده‌اند . از قراريكه استنباط شده خيال دارند مخفيانه به لارستان بروند ، چونكه از قرار مذكور در عرض راه فسا و داراب سوار گذارده‌اند و قوافلى كه به طرف شيراز مىآيند ، آنها را نگاه مىدارند و نمىگذارند به شيراز بيايند كه از وضع رفتار و كارهاى ايشان در شيراز بروز دهند و چنين معلوم مىشود كه مخفى به لارستان ميخواهند بروند . ديگر آنكه مأمورى كه به جهت گرفتن جنس به كوار رفته بود در آنجا ابدا جنس نبوده مجبورا به رعاياى آنجا قرار داده كه حكما گاوبندى سيصد من گندم حمل شهر كنند . مردم ديگر از ظلم حكومت به جان رسيده‌اند . مورخهء چهارشنبه بيست و نهم شعبان المعظم 1319 مطابق يازدهم ديسمبر مسيحى 1901 .

از 30 شعبان 1319 مطابق 12 ديسمبر 1901

حضرت و الا شعاع السلطنه به شكار تشريف برده بودند و خيال داشتند مخفيانه به لارستان بروند به بعضى ملاحظات موقوف كرده و عصر پنجشنبه سلخ شهر شعبان مراجعت به شيراز كردند . ديگر آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه را از طهران به تلگرافخانه احضار كردند ، از قرار مذكور بعضى خرج تراشيها را كه ايشان به خرج آورده‌اند قبول نكرده‌اند و برگردانيدند . ديگر آنكه از قرارى كه مردم مىگويند و محقق است تا به حال يك صد و پنجاه هزار تومان حكومت از بابت تفاوت جنس گرفته است و همين قسم هم مأمور به بلوكات و دهات مردم ميفرستد و جنس ميگريند ، جيره و عليق سرباز و سوار و مأمورين ديوانى را گندم خروارى سه تومان و جو خروارى دو تومان مسعر كرده داده‌اند و حال خودشان گندم خروارى دوازده يا چهارده تومان و جو خروارى هشت تومان يا دو تومان مسعر به انباردار كرده‌اند ، قريب پنجاه هزار خروار گندم و جو داشته‌اند و گندمى كه مجبور از ملاك ميگيرند خروارى هفت تومان پول ميدهند و چهارده تومان ميفروشند ، قريب بيست هزار خروار از مردم گرفته‌اند ، تفاوت اين جنس بيش از اينهاست