لابد مرا ميكشند حال خودم خود را خلاص كنم . خيلى بد اسبابى در شيراز فراهم آمده خداوند خودش ترحم فرمايد .
ديگر آنكه ضرغام الدوله ايلبيگى قشقايى آمده در جوشك چهار فرسخى شيراز ، هرچه حكومت فرستادهاند كه به شهر بيايد نيامده است ، محض اينكه امساله خيلى از حكومت به مشار اليه اجحاف و تعدى شده و متصل مأمور و محصل براى او ميفرستادند . از قرار مذكور باطنا ضرغام الدوله خيال دارد وقتى كه به گرمسير مىرود قدرى اغتشاش كند .
ديگر آنكه در بيرونها هم كمكم محض همين اوضاع گرفتن جنس اسباب بىنظمى و شلوغ شده است .
مورخهء روز چهارشنبه دويم شهر رجب المرجب سنهء 1319 مطابق شانزدهم اكتوبر 1901 .
از 3 رجب 1319 مطابق 17 اكتوبر 1901
ضرغام الدوله ايلبيگى قشقايى بعد از آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه چند مرتبه او را خواسته بودند و متعذر شده بود نيامده بود ، حضرت و الا شعاع السلطنه دستخطى به مشار اليه داده بودند كه حساب مالياتى خود را پرداخته به گرمسير برود ، مشار اليه هم حسابهاى خود را صاف كرده به طرف گرمسير حركت كرد . حشمت ديوان فراشباشى جناب معتمد السلطنه وزير به جهت وصول تتمهء ماليات پيش مشار اليه رفته و مراجعت كرده بود به معتمد السلطنه گفته بود كه ضرغام الدوله ياغى شده است و به طرف گرمسير ميرود و اغتشاش كلى مىكند . معتمد السلطنه اين مطلب را به حضرت و الا عرض مىكند ، حضرت و الا ميگويند كه من مأمورى ميفرستم كه او را به شهر بياورد ، اگر آمد كه اين مطلب دروغ است و اگر نيامد البته ياغى شده است . شبانه ميرزا جواد خان پيشخدمت خود را مأمور كرده فرستادند . مشار اليه رفته و به ضرغام الدوله گفته بود كه حضرت و الا تو را خواستهاند حكما بايد به شهر بيايى . ضرغام الدوله هم ديگر عذرى نياورده و همراه ميرزا جواد خان دو شب قبل به شهر آمد . مذكور بود كه حضرت و الا او را خواهند نگاه داشت ، ولى يك شب در منزل ميرزا جواد خان مانده بعد به منزل كسان خودش آمده است . عجالتا ناخوش بسترى است كه قولنج كرده است تا بعد چه شود .
ديگر آنكه معتضد السلطنه حاكم لارستان را لارىها جواب داده و از قلعه بيرون كردهاند .
خيلى هم نسبت به او بىاحترامى نمودهاند . لارىها عريضه به حكومت نوشتهاند كه ما ماليات خود را دادهايم و مفاصا حساب گرفتهايم ديگر معتضد السلطنه چه كار دارد در اينجا مانده ؟ .
آدمهاى معتضد السلطنه تماما فرار كرده به شيراز آمدهاند ، معتضد السلطنه خودش با چند نفر ديگر در آنجا مانده است ، از قرارى كه ميگويند مردم را خيلى اذيت كرده و چاپيده است .
مورخهء چهارشنبه نهم شهر رجب المرجب 1319 مطابق بيست و سيم اكتوبر مسيحى 1901 .
حاجى شيخ احمد پسر بزرگ جناب امام جمعه كه چندى ناخوش بود فوت شد ، مجلس ختم