در مسجد نو گذاردند ، تمام علما و بزرگان شهر تا سه روز در مجلس ختم حاضر بودند ، روز سيم از جانب حكومت جناب معتمد السلطنه وزير آمده ختم را برچيدند .
ديگر آنكه ماليات قشقايى تمام گرفته شده به قدر سه چهار هزار تومان ديگر باقى دارد ولى بروات مواجب و مستمرىخوار و غيره قريب ده پانزده هزار تومان به ضرغام الدولهء ايلبيگى قشقايى حواله شده است كه تمام در دست مردم است ، مشكل است كه چيزى عايد مردم بيچاره شود .
ديگر آنكه چهار هزار و پانصد تومان از بابت تفاوت عمل قير و كازرين از ضرغام الدوله نقد گرفتهاند كه او برود از املاك مرد بيچاره دو مقابل بگيرد . هرچه ملاك قير و كازرين تابحال عرض كردهاند كه خودمان ميدهيم قبول نكردهاند . تمام اين تعديات و اجحاف به دستور العمل معتمد السلطنه است . معلوم است عداوت مخصوصى با اهل فارس دارد . البته تابحال بيش از دويست هزار تومان از ابو ابجمعى قوام الملك و تعديات به مردم حكومت فارس مدخول برده است و از ترس نفس كسى بيرون نمىآيد .
ديگر آنكه ميرزا فرج الله خان معروف كه سابقا نوكر مرحوم صاحب ديوان بود در يك ماه قبل در منزلش تفنگ انداخته بود ، چون حكومت حكم سخت كردهاند كه كسى نه در شهر و نه در بيرون نزديك شهر تير نيندازند به اين جهت همان وقت فرستادند مشار اليه را آورده تغير زيادى به او كرده تفنگ او را كه قريب دويست تومان قيمت داشت حكم كرده او را گرفتند ، محض اين فقره مشار اليه از حكومت شاكى بود و نيز از بابت مواجب و مستمرى خود هم كه جناب معتمد السلطنه وزير امساله به هركس اجحاف كردهاند به مشار اليه هم نداده بودند ، از معتمد السلطنه هم شكايت داشت ، هرجا كه مىنشست بدگويى از حكومت و وزير مىكرد و از قرار مذكور كاغذپرانى هم مىنمود ، عريضهاى از قول همشيرهاش به حضرت و الا شعاع السلطنه نوشته بود و فحش زياد به جناب معتمد السلطنه داده بود ، بعد نوشته بود كه نه معتمد السلطنه از شاه شهيد متشخصتر است و نه من كه زنى هستم از ميرزا رضا كمترم ، او را مىكشم . حكومت هم فرستادند ميرزا فرج الله خان را گرفته آوردند ، بعد از تغيرات زياد ميخواستند او را طناب كنند ، بعضيها توسط كرده از كشتن او گذشت نمودند ولى دو سه روز حبس بود ، بعد حكومت حكم كرده چند نفر سوار او را بردند به بهبهان كه از آنجا او را به خاك عربستان برسانند .
مورخهء روز چهارشنبه شانزدهم رجب المرجب 1319 مطابق سىام ماه اكتوبر مسيحى 1901 .
ايل عرب در فسا خيلى به حاصل مردم خرابى رسانيده و چرانيدهاند ، خدمت حضرت و الا شعاع السلطنه عرض كردهاند ، ايشان هم حكما كوهى و رضا قلى و فتح على بيگ را كه رئيس طايفهء عرب هستند خواستهاند ، التزام از امير آقا خان ايلبيگى عرب گرفتهاند كه آنها را حاضر كند ، يا دو هزار تومان بدهد .
ديگر آنكه حضرت و الا شعاع السلطنه روز يكشنبه بيستم رفتند به سبزپوشان و پل فسا به شكار ، پنج شش روز سفر ايشان طول خواهد كشيد . روز حركت از شهر چه خودشان و چه اتباع حتى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 653
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٥٣