بيگلربيگى حبس كردند . حال امروز نواب و الا مؤيد الدوله فرستادند او را از حبس بيگلربيگى آورده و در محبس حكومتى حبس كردهاند تا ديگر چه حكمى دربارهء او بشود .
ديگر آنكه حضرات كشكولى با حضرات اردكانى نزاع كردهاند ، يك نفر از اردكانى را به ضرب گلوله مقتول و دو سه نفر را مجروح كردهاند . امروز حضرات اردكانى جنازهء مقتول را به شهر آورده به حكومت عارض شدند . حكومت حكم كرده كه برويد جراح آورده نشان او بدهيد ببينيد زخم گلوله است ، بنويسيد ، آنوقت جنازه را دفن كنند تا قاتل بدست آيد .
ديگر آنكه تجار از بابت عمل گمرك گفتگوى كلى دارند و هر روز در منزل يكى از آنها اجماع مىكنند و مشورت مىنمايند ، خيال دارند شورش نمايند .
ديگر آنكه حاجى مسعود الدوله برادر حاجى عز الملك كه به تحريك او سيد عطاء الله روضهخوان را مقتول كردند ، در كوچه سواره مىرفته ، برادر و كسان سيد عطاء الله مىريزند روى مشار اليه و او را از اسب پائين مىكشند و كتك زيادى به او مىزنند ، از دست آنها گريخته مىرود در خانه پنهان مىشود . به قوام الملك اطلاع مىدهد . قوام الملك چند نفر فراش فرستاده مشار اليه را مىبرند ، آخر الامر كسان سيد عطاء الله مقتول به حاجى عز الملك و كسانش خطرى وارد خواهند آورد .
مورخهء روز چهارشنبه ششم ربيع الاول سنه 1318 مطابق چهارم ماه جولاى 1900 .
يك نفر ديگر از مجروحين حضرات اردكانى فوت شده ، حكومت مأمورى با پنجاه سوار معين كرده فرستادند كه مقصرين را دستگير كرده به شهر بياورند .
ديگر آنكه پسر مرحوم حاجى آقا جان فراشباشى كه فراش بيگلربيگى را مقتول كرده است ، نواب و الا مؤيد الدوله خيال دارند محض بستگى قوام الملك او را به قصاص نرسانند و خون بست نمايند .
ديگر آنكه حسينعلى بيگ نام كه از جانب مشار اليه پسر حاجى حكيمباشى در لشنى نايب بوده و برادران ابو القاسم لشنى كه او را حكومت شقه كردند در آنجا حسينعلى بيگ را گرفته مقتول نموده چهار پارچه كردهاند و درب قلعهء لشنى آويختهاند . حال حكومت در صدد بدست آوردن برادران ابو القاسم هستند .
ديگر آنكه از قرار مذكور دو نفر از زنهاى دستفروش درب بازار وكيل با هم نزاع مىكنند يكى با چاقو به پهلوى ديگرى مىزند كه مشرف به موت است . آن زن ضاربه را هم گرفته نگاه داشتهاند .
ديگر آنكه زنى دزدى كرده بود ، او را ديده بودند ، فرار كرده رفته در شاهچراغ بست نشسته است .
مورخهء روز چهارشنبه سيزدهم شهر ربيع الاول سنه 1318 مطابق يازدهم جولاى 1900 .
حاجى عز الملك كارگزار امور خارجهء شيراز كه به تحريك او سيد عطاء الله روضهخوان را مقتول كردند به سر املاك خود رفته بود ، در شهر شهرت افتاد كه از ترس خود فرار كرده رفته است .
حكومت سركشيكچىباشى خود را مأمور كرده فرستادند مشار اليه را گرفته به شهر آورد ، نزديكى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 613
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦١٣