شهر سركشيكچىباشى مىخواسته او را بطور خفت وارد شهر نمايد ، مشار اليه از نوكر خود ترياك گرفته مىخورد كه خود را بكشد . وقتى كه او را وارد كرده پيش حكومت بردند ، حكومت از ترياك خوردن مشار اليه مطلع مىشود فورا حكيم حاضر كرده و رفع ترياك را از مشار اليه مىكنند . حكومت دو سه روز هم او را در منزل كشيكچىباشى حبس كرده بعد خلعتى به مشار اليه داده مرخص كردند . ديگر آنكه روز پنجشنبه چهاردهم هنگام ظهر باران سختى آمد ، قريب سه ربع ساعت باران ميآمد با وجودى كه اين اوقات هواى شيراز نهايت گرمى را دارد .
ديگر آنكه از جانب مشير الدوله وزير امور خارجه تلگرافى به تجار شده بود كه اگر به اين حكم دولت در باب عمل گمرك تمكين نداريد دولت هم تاجر نمىخواهد . تجار هم جواب داده بودند كه اگر دولت تجار نمىخواهد ماها هم دولت را نمىخواهيم . اين فساد ميانهء تجار را قوام الملك و معين الشريعه پسر امام جمعه و حسين خان كوارى كه نوكر قوام الملك است به گفتهء قوام الملك انداختهاند .
ديگر آنكه تلگرافى از ظل السلطان به مستشار الملك شده بود كه " تجار اصفهان به حكم دولت اطاعت دارند و سرپيچى ندارند ، تجار فارس محض تحريك بعضى خيال هرزگى دارند چه معنى دارد ، دولت عاجز نيست كه آنها را تنبيه و سياست نمايد ، اگر حكم دولت را تمكين نكردند يقينا مورد تنبيه و سياست خواهند شد و محركين را هم جزاى كلى خواهد داد " .
مستشار الملك تجار را با قوام الملك خواسته و حكم ظل السلطان را به آنها اعلام كرده ، تمكين نكردند . حال امروز سه روز است كه تجار تماما در مسجد نو بست نشستهاند و خيال دارند دكاكين را هم ببندند . اگر جلوگيرى از آنها نشود اسباب فساد كلى برپا خواهند كرد . تمام اين حركات به تحريك قوام الملك و اتباعش و معين الشريعه برپا شده است و اغلب معين الشريعه خودش هم در مسجد نو پهلوى تجار نشسته است .
مورخهء روز چهارشنبه بيستم شهر ربيع الاول سنه 1318 مطابق هيجدهم جولاى 1900 .
تجار همين قسم در مسجد نو بست هستند ، جمعيت زيادى قريب هزار نفر از خود تجار و تماشايى و غيره همه روزه در مسجد نو جمع مىشوند . مىخواستند روز شنبه بيست و سيم دكاكين را تماما ببندند بعد موقوف داشتند . از قرار مذكور تجار راضى شدهاند كه عشور گمرك را در دخول صد چهار بدهند و در خروج صد دو و نيم و صورت تلگرافى از زبان نواب و الا مؤيد الدوله نوشته و به مشير الدوله وزير امور خارجه تلگراف كردند كه تجار شيراز به اين قسم راضى هستند ، دولت هم قبول نمايند . هنوز جواب تلگراف نرسيده .
ديگر آنكه اعلانى درب سيد ميرمحمد و چند جاى ديگر چسبانيدهاند به اين مضمون كه " حسين خان كوارى نوكر قوام الملك محرك تجار است و اينهمه فتنه و فساد را او برپا كرده است " . خيلى بدگويى از مشار اليه كرده و فحش زياد نسبت به او نوشتهاند .
ديگر آنكه شخص ارمنى دندانسازى چندى است به شيراز آمده و در محلهء لب آب منزل
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 614
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦١٤