تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
بانك مستانه نزاع مىكند ، آقا بابا با كارد به سينهء يوسف مىزند ، به فاصلهء سه چهار ساعت بعد فوت مىشود . از قرار مذكور قاتل رفته در سيد حاجى غريب بست نشسته است . ديگر آنكه از قراريكه از فسا خبر رسيده كسان ميرزا فضل الله فسايى كه پارسال با ميرزا يوسف فسايى نزاع كرده مقتول شد با كسان ميرزا يوسف در فسا نزاع كرده‌اند ، از طرفين چند نفر زخمى شده و از قراريكه مىگويند دو نفر هم مقتول شده‌اند ، در آنجا هم خيلى اغتشاش است . بيگلربيگى درب دروازه‌هاى شهر آدم گذارده كه هركس از فسا بيايد او را بگيرند . ديگر آنكه صمد آقاى تاجر شيروانى كه از رعاياى روس است ضعيفهء مشهور به مهرى بهبهانى را لباس مردانه پوشانيده همراه خود به باغ رشك بهشت برده است ، هنگام مراجعت سواره از باغ بيرون آمده‌اند ، در بين راه آن ضعيفه را شناخته گرفته‌اند ، حال در حبس بيگلربيگى است . ديگر آنكه از روز عيد نوروز تا به حال هرچه مال التجارهء داخله و خارجه و غيره وارد گمرك شده تمام محجر است و هنوز معلوم نيست كه باكى خواهد بود . مورخهء روز سه‌شنبه بيست و پنجم شهر ذيقعده الحرام 1317 مطابق بيست و هفتم مارچ 1900 . اغتشاش شهر روزبروز بيشتر است كسى ممكن نيست يك ساعت از شب گذشته در كوچه‌هاى شهر عبور نمايد ، يا او را برهنه مىكنند يا زخم مىزنند . ديگر آنكه ديروز درب دروازهء باغ شاه شخصى با گلوله به سينهء ديگرى مىزند كه از پشتش بيرون مىرود ، هنوز نمرده ولى مشرف به موت است . ديگرى هم با كارد به سينهء شخصى زده است . ازاين‌قبيل شرارتها متصل واقع مىشود مؤاخذه‌اى هم در كار نيست . ديگر آنكه چند نفر از سربازان فوج مخصوص بيرون شهر پسره‌اى را گرفته بودند كه عمل شنيع به او بنمايند ، آن پسره داد و فرياد مىكند ، پسران عطاء الدوله مىرسند ، پسره را از دست سربازان رها مىكنند و سربازان را گرفته به شهر مىآورند . از قرار مذكور قوام الملك سربازان را تنبيه نمود . فوج مخصوص مدتى است مرخص شده‌اند ، اين روزها چادر بيرون زده كه از شيراز بروند ، خيلى شرارت كرده و مىكنند . ديگر آنكه شخصى يهودى كاشانى دخترى يهوديه به سن ده دوازده سال در منزل او بوده با او عمل شنيع مىكند . يهودىها مطلع مىشوند ، اجماع كرده مىروند در مسجد نو بست مىنشينند . آن شخص يهودى را بيگلربيگى گرفته حبس كرده است . يهودىها مىگويند بايد به رسم ملت ما اين شخص را سياست نموده و اخراج بلد نمايند . ملا آقاى يهودى كه مطرب مشهورى است محض اينكه پسر اين شخص يهودى رقاص او است حمايت از او دارد ، با ساير مطرب‌هاى يهودى جمعيت كردند مىخواهند نگذارند اين شخص را اذيت كنند . حال يهودىها دو طايفه شده‌اند ، مطرب‌ها با ملا آقا به حمايت آن شخص در يك مسجد بست نشسته‌اند ، ساير يهودىها در مسجد ديگر . آن شخص هم همينطور در حبس است . در اين ميانه مدخول خوبى جهت بيگلربيگى فراهم آمده است .