ديگر آنكه ضعيفهء مكتبدارى چند نفر شاگرد دختر داشته ، يكى از آنها را محض تاديب در زير زمينى حبس مىكند ، آن دختره از توى زير زمينى هى فرياد مىزند كه گربه مرا خورد . ضعيفهء مكتبدار به خاطرش دروغ مىگويد . بعد از ساعتى مىرود در زيرزمينى مىبيند جانورى شبيه گربه آن دختره را تمام خورده است . از قراريكه شهرت دارد آن جانور افعى بوده .
ديگر آنكه در جواب تلگراف مردم كه مستشار الملك را نمىخواستند جناب اشرف صدر اعظم به آقا ميرزا محمد على پيشنماز تلگرافى كردند به اين مضمون كه " نيامدن مستشار الملك به شيراز ممكن نيست حكما خواهد آمد ولى به او سفارش شده است كه با اهل فارس بطور رأفت و مهربانى سلوك و رفتار نمايد ، معلوم بود كه تلگراف شماها رد باب نخواستن مشار اليه به تحريك بوده است ، اگر بخواهيد باز به تحريك رفتار نماييد محرك به سزاى خود خواهد رسيد " .
ديگر آنكه مؤيد السلطنه رئيس تلگرافخانهء شيراز معزول شده شاه مراد ميرزا كه رئيس تلگرافخانهء اصفهان بوده از اصفهان مأمور شده بچاپارى حركت كردهاند .
ديگر آنكه تجار شيراز تلگراف به تجار بوشهر كردهاند كه دولت مىخواهد عشور گمرك را صد پنجى قرار بدهد و ما نمىخواهيم اين رسم معمول شود ، شما در بوشهر بارى كه صدپنجى عشور بخواهند بگيرند از گمرك خارج نكنيد تا خبر ثانوى برسد . از قرار مذكور به تجار اصفهان هم تلگراف كردهاند كه شما هم تقويت به ما بكنيد بلكه اين رسم قرار نگيرد . آنها هم جواب دادهاند ما مستعد هستيم .
مورخهء روز چهارشنبه چهارم شهر ذيحجه الحرام سنه 1317 مطابق چهارم ماه اپريل 1900 .
از 5 ذيحجه 1317 مطابق 5 اپريل 1900
شهر و بيرونها به طريق سابق خيلى مغشوش است .
ديگر آنكه سربازان بيرون شهر مست كرده به شيرازيها بدحرفى مىكنند ، شيرازيها هم دست در آورده با سربازان نزاع مىكنند ، دعواى سختى واقع شد ، چند نفر زخمى شدند ، چند تير گلوله هم از طرف شيرازيها انداخته شد ولى به كسى نخورد . بعد صاحبمنصبان سربازان آمده آنها را آرام كردند .
ديگر آنكه ميرزا حسين كه مدتى داروغهء شهر بود بيگلربيگى او را گرفته چوب زده حبس نمود و ديگرى را داروغهء شهر كرد . گويا او را با كولهبار دزدى گرفته بودند . از قراريكه مىگويند تمام اين دزدىهاى شهر را ميرزا حسين كرده است . چند روزى در حبس بوده بعد مرخص شد .
ديگر آنكه شاه مراد ميرزا رئيس تلگرافخانه روز پنجشنبه پنجم وارد شيراز شد .
ديگر آنكه جناب نظام الملك قرار بود فردا كه دوازدهم است از شهر برود ، حال موقوف شده .
از قراريكه مىگويند تا هيجدهم حركت خواهند كرد . نصير الملك هم خيال دارد بعد از حركت ايشان به جهت طهران كه او را خواستهاند حركت نمايد ، ليكن عمدا حركت جناب نظام الملك را به تأخير مىاندازد بلكه طول بكشد تا اعليحضرت همايونى و جناب اشرف صدر اعظم از طهران