شهر رجوع به پسران قوام الملك مىباشد .
ديگر آنكه جناب نظام الملك دست و پاى خود را جمع كرده اين دو روزه نقل مكان به بيرون شهر مىكند كه به زودى به طهران حركت نمايد .
ديگر آنكه نصير الملك را مجددا از طهران بطور سختى خواستهاند كه بدون عذر برود .
ديگر آنكه شهر مغشوش بود اين اوقات مغشوشتر شده است چند نفر را تابحال شب در كوچهها برهنه كردهاند ، سربازان فوج مخصوص هم خيلى در شهر شرارت مىكنند ، اغلب به عزم دزدى در خانهها مىروند . آنها را مىبينند نزاع مىشود . چند شب قبل مخصوصا چند نفر از سربازان ريخته بودند در خانهاى درب دروازهء باغ شاه ، صاحبخانه با سربازان نزاع مىكند ، از جانب سربازان چند تير گلوله انداخته مىشود ، يكنفر از آنها را هم زخم مىزنند .
ديگر آنكه نصير الملك خيلى از اينكه خودش معزول شده و بايد به طهران برود و مستشار الملك عوض او مىآيد نگران و دلتنگ است چونكه امساله مبالغى از پيشكارى فارس مدخول برده است ، حالا در تدارك اين است كه قسمى بكند كه آمدن مستشار الملك و رفتن خود را موقوف نمايد ، بعضى از علما را مثل حاجى سيد على اكبر و آقا ميرزا هدايت الله و آقا ميرزا محمد على تعارف داده كه توسط نمايند ، آمدن مستشار الملك و رفتن مشار اليه را موقوف كنند . ديروز هم جناب امام جمعه را به باغ خود دعوت كرده بود ، ايشان هم رفته بودند . هنوز معلوم نيست كه علما به چه قسم مىخواهند اين كار را براى نصير الملك درست كنند .
ديگر آنكه دو نفر هندوستانى كه تبعهء دولت فخيمهء انگليس مىباشند از طرف طهران به شيراز مىآمدند ، نزديك ده بيد آنها را دزد برهنه كرده قريب يكصد تومانى تنخواه آنها را بردهاند . آنها به شيراز آمدند از جانب وكالتخانهء انگليس به بيگلربيگى اظهار شد . حال درصدد گرفتن غرامت تنخواه آنها مىباشند .
مورخهء روز چهارشنبه دوازدهم شهر ذيقعده الحرام سنه 1317 مطابق چهاردهم مارچ 1900 .
بيگلربيگى و انتظام الممالك پسران قوام الملك هر روزه در منزل خود مىنشينند كه هركس هر كارى داشته باشد بگذرانند . شهر و بيرونها مثل سابق بىنظم و مغشوش است .
ديگر آنكه قبر حافظ را باز مىخواستند بسازند ، بنايى گذارده بودند ، حاجى سيد على اكبر پيشنماز باز هم رفته خراب كرده است . حال اين فقرهء سيم است كه قبر حافظ را ساختهاند و مشار اليه خراب كرده است .
ديگر آنكه نصير الملك صورت تلگرافى از زبان مردم نوشته به اين مضمون كه " ما مستشار الملك را نمىخواهيم به شيراز بيايد " ، و داده است حاجى عماد الشريعه كه يكى از پسران جناب امام جمعه مىباشد به مهر جميع اهل شيراز از علما و خوانين و تجار و ملاك و كسبه رسانيده و به طهران تلگراف كرده است . هنوز جواب آن نيامده ولى مشكل است كه آمدن مستشار الملك موقوف شود .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 600
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٠٠