تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
مىگويند سه كلوك است . حال فرستاده‌اند كه رعاياى آنجا را با هرچه هست بياورند ، البته محقق و معلوم خواهد شد . ديگر آنكه دو سه روز بود هوا را خيلى سرد كرده بود و گاهى بادهاى مختلف مىآمد . روز سه شنبه بيست و چهارم سه چهار ساعت از روز گذشته زلزلهء سختى آمد ولى الحمد الله ابدا خرابى نرسانيد . ديگر آنكه محمد حسين ميرزا كه تفنگدارباشى جناب نظام الملك بود و دو ماه قبل از جانب نظام الملك به ماموريتى رفته بود ، او را برهنه كرده بودند ، حال بعد از رفتن نظام الملك رفته در تلگرافخانه بست نشسته است كه فلان قدر خسارت به من وارد آمده . مورخهء روز چهارشنبه بيست و پنجم ذيحجه الحرام 1317 مطابق بيست و پنجم اپريل 1900 .

از 26 ذيحجه 1317 مطابق 26 اپريل 1900

كارهاى شهر مثل سابق بىنظم و مغشوش است . ديگر آنكه از بابت دفينه‌اى كه شهرت افتاده بود در كوشك قاضى پيدا شده ، يك ظرف كوچكى كه دو سه قسم اشرفى در آن بوده بيشتر نبوده است . آن ظرف را با رعاياى آنجا به شيراز آوردند . رعايا در حبس بيگلربيگى هستند و سر آن ظرف را هم مهر كرده‌اند تا آمدن حكومت . حال اينطور مذكور است ، ديگر با خداست كه چه بوده است . ديگر آنكه نصير الملك روز دوشنبه سلخ شهر ذيحجه با اهل و عيال از شيراز به سمت طهران حركت كرد . ديگر آنكه محض اينكه باران نيامده بود نرخ اجناس يك من دو سه شاهى ترقى كرده بود ، حال امروز الحمد الله قدرى باران كمى آمد . مورخهء روز چهارشنبه دويم شهر محرم الحرام سنه 1318 مطابق دويم ماه مى 1900 .