به طرف فرنگستان حركت فرمايند ، آنوقت رفتن خود را موقوف نمايد .
ديگر آنكه شخص سياحى معلوم نبود كه روسى است يا نمسه وارد شيراز شد ، دو سه روز در بانك توقف كرده ديروز به سمت بوشهر حركت كرد .
مورخهء روز چهارشنبه يازدهم شهر ذيحجه الحرام 1317 مطابق يازدهم ماه اپريل 1900 .
محض نيامدن باران بعد از عيد نوروز ملاك متوحش هستند كه اگر باران درستى نيايد جميع حاصلهاى شتوى خراب خواهند شد . قيمت اجناس هم به همين جهت ترقى كرده است .
ديگر آنكه اهل اصطهبانات تمام به شيراز آمده و در تلگرافخانه بست نشستهاند ، شكايت از مظفر نظام كه از جانب جناب نظام الملك مأمور شده به اصطهبانات رفته بود دارند كه خيلى ضرر و خسارت به آنها وارد آورده و اغلب خانههاى آنها را خراب كرده و چاپيده است .
ديگر آنكه در بهبهان نزاع سختى شده ، از قرار مذكور چند نفر مقتول شدهاند . قوام الملك مامور فرستاده كه مقصرين را گرفته به شيراز بياورد .
ديگر آنكه مشير همايون ملكى در فسا دارد ، فسا هم على الحساب در ادارهء بيگلربيگى مىباشد ، آدمهاى بيگلربيگى رفته بودند در ملك مشار اليه اول با رعاياى او نزاع مىكنند بعد ملك مشير همايون را غارت كردهاند . مشير همايون تلگرافا به نواب و الا مؤيد الدوله عرض مىكند . نواب و الا مؤيد الدوله هم تلگراف سختى به بيگلربيگى كرده بودند . در فسا خيلى شلوغ و اغتشاش است .
ديگر آنكه تجار كه بارهاى خود را محض اينكه مىخواستند صد پنجى عشور از آنها بگيرند از گمرك خارج نمىكردند ، شهرت افتاد كه بارى يك شاهى هر روزى كرايهء بارهاى در گمرك است ، تجار مىخواستند شورش نمايند تا اينكه از طهران حكم شد عشور صد پنجى موقوف و موافق معمول عشور گرفته شود . حال تجار آرام گرفته و به قاعده اشيا از گمرك خارج و داخل مىشود .
ديگر آنكه جناب نظام الملك خيال دارد امشب خودش از شهر حركت كند ، فردا صبح زود هم بنه و اسباب ايشان حركت نمايد . از قرار مذكور فردا ناهار را در دهى كه مسمى به دوده مىباشد و قريب به زرقان است ميهمان قوام لشكر مىباشند .
مورخهء روز سهشنبه هفدهم شهر ذيحجه سنه 1317 مطابق هفدهم ماه اپريل سنه 1900 .
جناب نظام الملك روز شنبه بيست و يكم صبح زود از شيراز حركت به سمت طهران كردند ، بعضى از اهل شهر هم بدرقهء ايشان تا نيم فرسخى شهر رفته و مراجعت كردند .
ديگر آنكه در كوشك قاضى كه يكى از دهات فسا است و وقف است و توليت آن با پسر مرحوم حاجى ميرزا حسن حكيمباشى فسايى است تلگلى بوده است ، رعاياى آنجا مىخواستند آن تل را صاف كنند ، دفينهاى پيدا كردند ، هنوز درست محقق نشده كه چقدر است . بعضى مىگويند كه سه خمره پر از اشرفىهاى سكهء قديم است و يك بت طلايى هم روى آنها بوده است ، بعضى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 604
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٦٠٤